3087
أصل الايمان حسن التّسليم لامر اللّه .
أصل ايمان نيكوئى خشنود بودن است بأمر خدا يعنى به آن چه فرمان حق تعالى باشد يا آنچه كار أو باشد يعنى اعتقاد اين داشتن كه آنچه امر بآن ميكند يا آنچه ميكند خير محض است ويكسر موحيف وجورى در آن نباشد چه هر كه را اين اعتقاد باشد راضى وخشنود باشد بجميع فرمانهاى أو يا كارهاى أو ، واين معنى أصل ايمان است ، وممكن است كه معنى اين باشد كه أصل ايمان نيكوئى أطاعت وانقياد است مر فرمان خدا را ، وبنا بر اين مراد به « أصل » فايده وثمرهء عمده است كه مجازا آن را أصل فرمودهاند از براي مبالغه در وجوب رعايت آن .
3088
أصل الاخلاص الياس ممّا في أيدي النّاس .
أصل اخلاص يعنى خالص گردانيدن طاعات وعبادات از براي حق تعالى وآميخته نساختن بغرض ديگر نوميدى است از آنچه در دستهاى مردم است چه هر كه را اميدى به آنها نباشد ظاهر است كه آنچه كند خالص باشد از براي حق تعالى .
3089
أحمق النّاس من ظنّ انّه اعقل النّاس .
كم عقل ترين مردم كسى است كه گمان كند كه عاقلترين مردم است .
3090
أفضل النّاس من شغلته معايبه عن عيوب النّاس .
افزونترين مردم كسى است كه مشغول سازد أو را عيبهاى أو از عيبهاى مردم يعنى چنان در فكر عيبهاى خود واصلاح آنها باشد كه أصلا نپردازد بعيبهاى ديگران وذكر آنها .
3091
أفضل النّاس من جاهد هواه .
افزونترين مردم كسى است كه جنگ كند با خواهش خود وتابع آن نگردد .
3092
احزم النّاس من استهان بأمر دنياه .
دور انديشترين مردم كسى است كه خوار شمارد كار دنياي خود را .