نقل كردهاند كه : پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله پناه مىجست بخدا از أو ، وآن حضرت أو را كشته وشايد قتل أو در « ردهه » باشد . وبعضي گفتهاند كه : از آن جنيّان بود كه در وقت نزول حضرت رسالت پناه ( ص ) در جحفه حضرت أمير المؤمنين صلوات اللّه وسلامه عليه با ايشان جنگ كرد در چاهى كه معهود بود در آن موضع ومردم نمىتوانستند از آن آب كشيد وايشان را بقتل آورد وبنا بر اين دو احتمال ، حكايت شيطان ردهه حكايتى خواهد بود عليحده ، ومتعلّق بهيچ يك از آن سه جنگ نخواهد بود ، « پس كفايت كرده شدم أو را بصعقهء » ظاهر اين است كه مراد به « صعقه » نعره است ومعنى اين است كه : يك نعره زدم باو كه كفايت كرد از براي من شغل أو را ، يعنى فارغ ساخت مرا از كار أو وهمان نعره كار أو را ساخت ، چنان نعرهء بود كه شنيدم آواز لرزش دل وطپش سينهء أو را بسبب آن ، وموافق اين است آنچه روايت شده كه آن حضرت روز جنگ نهروان نعرهء زد كه « ذوالثديّه » از تاب آن صيحه گريخته در آن گو افتاد وأو را مرده در آن گو يافتند ، وبعضي گفتهاند كه : « ذو الثديّه » كشته نشد بشمشير بلكه حق تعالى زد أو را بصاعقهء ومراد به « صعقه » آن صاعقه است ، وپوشيده نيست كه اگر مراد به « شيطان ردهه » جنّى باشد چنانكه در دو احتمال آخر مذكور شد باز « صعقه » دو احتمال مذكور دارد ، واگر مراد معاوية باشد پس بمعنى اوّل است ، ومراد اين است كه : نعرهء زدم باو كه از ترس آن گريخت ونايستاد ومرا فارغ كرد از كار أو .
2791
الا وانّ الظّلم ثلاثة فظلم لا يغفر وظلم لا يترك وظلم مغفور لا يطلب ،
فامّا الظّلم الّذى لا يغفر فالشّرك باللّه لقوله تعالى
إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ *
، وامّا الظّلم الّذى يغفر فظلم المرء لنفسه عند