يعنى وسعتى دارد ، « پيش از باطل كردن فوت » يعنى باطل كردن آن مجال وفرصت را پس محقّق كنيد برخود فرود آمدن آن را يعنى بيقين دانيد آن را وبسبب اين يقين مشغول شويد بتهيّهء أسباب آن سفر پرخطر وتحصيل زاد وتوشه از براي آن ، وانتظار مكشيد رسيدن آن را كه بعد از رسيدن آن ديگر تهيّه نتوان گرفت .
2790
الا وقد امرني اللّه بقتال أهل النّكث والبغى والفساد في الأرض ، فامّا النّاكثون فقد قاتلت ، وامّا القاسطون فقد جاهدت ، وامّا المارقة فقد دوّخت ، وامّا شيطان الرّدهة فانّى كفيته بصعقة سمعت لها وجيب قلبه ورجّة صدره .
آگاه باشيد وبتحقيق كه امر كرده است مرا خدا بجنگ كردن با أهل نكث يعنى شكستن بيعت ، وأهل بغى يعنى ظلم يا سركشى وعدول از حقّ ، وأهل فساد در زمين ، پس امّا ناكثان يعنى آنان كه شكسته بودند بيعت را پس بتحقيق كه جنگ كردم با ايشان ، وامّا قاسطان يعنى أهل ظلم يا عدول از حقّ پس بتحقيق كه جهاد كردم ، واما مارقان يعنى آنان كه از دين بدر رفته بودند وفرقهء سيّم يعنى أهل فساد در زمين اشاره بايشان بود پس بتحقيق كه خوار گردانيدم ، وامّا شيطان ردهة پس كفايت كرده شدم أو را بصعقهء كه شنيدم بسبب آن اضطراب دل أو را وحركت سينهء أو را ، مراد به « أهل شكستن بيعت » طلحه وزبير است كه بيعت كردند با آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه وبزودى شكستند ورفتند نزد عايشه وأو را رفيق خود كردند ولشكرى بر سر خود جمع كردند از براي جنگ با آن حضرت وروانهء بصره شدند در آنجا نيز جمعى بايشان ملحق شدند وآن حضرت از عقب ايشان رفت وبا ايشان جنگ كرد در بصره ، وطلحه وزبير هر دو كشته شدند وآن را جنگ جمل گويند ، باعتبار اين كه « جمل » شتر است وعايشه در آن جنگ بر شترى