سوار بود وحكايت آن مشهور است ، ومراد به « أهل بغى » معاوية واتباع أو بودند كه ظالم بودند وسركشى مىكردند واز حقّ كه أطاعت آن حضرت بود عدول نمودند وآن حضرت با ايشان جنگ كرد در صفّين كه موضعي است در كنار فرات ، وحكايت آن جنگ نيز مشهور است ، ومراد به « أهل فساد در زمين » خوارجاند كه بعد از حكايت صفّين برگشتند از آن حضرت واز دين بيرون رفتند وفساد مىكردند در زمين وحضرت با ايشان نيز جنگ كرد وهمهء ايشان كشته شدند بغير نه نفر از ايشان كه گريختند واز أصحاب آن حضرت نه نفر شهيد شدند وآن حضرت قبل از آن از اين معنى خبر داده واين از معجزات ظاهر آن حضرت بود صلوات اللّه وسلامه عليه ، وحكايت آن نيز مشهور است وحضرت رسالت پناهى - صلّى اللّه عليه وآله - از اين سه جنگ خبر داده بود چنانكه مشهور است كه فرموده : اى على بزودى جنگ خواهى كرد بعد از من با ناكثان وقاسطان ومارقان و « ردهه » گوى « 1 » است كه در كوهى باشد كه در آن آب بايستد وبعضي گفتهاند كه : مراد به « شيطان ردهة » ذو الثديّه است كه رئيس خوارج بود ويك دست أو بشكل پستان زنان بود وباين اعتبار أو را « ذو الثديّه » مىگفتند يعنى صاحب پستان وبنا بر اين حكايت أو از تتمّهء جنگ سيّم خواهد بود ، وبعضي گفتهاند كه : مراد معاوية بوده در روزى كه أصحاب أو گريختند وبعد از آن حيله كرده قرآنها را بر سرنيزهها كرده ومردم را بحكم قرآن دعوت كرد تا بحكمين قرار شد چنانكه تفصيل آن حكايت مشهور است وبنا بر اين حكايت أو متعلّق بجنگ دوّم خواهد بود ، واين قول بعيد است ووجه اطلاق « شيطان ردهه » بر معاوية ظاهر نيست مگر اين كه تولّد أو يا خانهء أو در ابتدأ در چنين جائى بوده باشد وبنا بر اوّل ممكن است كه اطلاق « شيطان ردهة » بر أو باعتبار تشبيه پستان أو باشد چون شير داشت بكوهى كه آب در آنجا باشد ، وبعضي گفتهاند كه « ردهه » گوى بوده در نهروان كه در آن آب بود وبعد از قتل خوارج ذو الثّديه را در آن گو يافتند ، وبعضي گفتهاند كه : « شيطان ردهه » شيطانى بود از سر كشان شياطين تبعهء إبليس ، وحديثي
هامش
( 1 ) در برهان قاطع ( در حرف گاف فارسي ) گفته : « گو بفتح اوّل وسكون ثاني زمين پست ومغاك را گويند » پس مانند « گود » و « گودال » است .