وهمهء أديان حقّه در آن موافقاند ، امّا آنچه متعلّق بفروع باشد پس أديان مختلف توانند شد در آن بحسب اختلاف مصالح أشخاص وأزمان ، يا مراد اين است كه أصل وبناى همه يكى است چه بناى فروع نيز در هر ديني بر أوامر ونواهى حق تعالى است ، پس هر چه أمر كرده باشد بآن در هر ديني يا نهى كرده باشد بايد أطاعت كرد وهمهء دينها موافقاند در اين معنى هر چند در مأمورات ومنهيّات اختلافى باشد در بعضي أديان باعتبار مصالح مذكوره .
2786
الا وانّا أهل البيت أبواب الحكم وأنوار الظّلم وضياء الأمم .
بدانيد وبتحقيق كه ما أهل بيت رسول خدا درهاى حكمتها ونورهاى تاريكيها وروشنى امّتهائيم يعنى درهائيم كه مردم از آنها بعلوم راست درست روند ، ونورهائيم كه تاريكيهاى جهالتها وضلالتها را زايل كنند ، و « امّت » در أصل بمعنى طريقت ودين است وبعد از آن أهل هر ديني را امّت گويند بلكه هر طايفه از أهل هر ديني را نيز امّت گويند ومراد به « أمّتها » در اينجا طوايف مسلمانان است يا همهء أمّتهاى پيغمبران يعنى امّتهائى كه تابع ايشان شدهاند هر چند در واقع امّت پيغمبر ما باشند وبايد كه أطاعت أو كنند صلّى اللّه عليه وآله ، ومراد اين است كه ما روشنىايم از براي هر امّتى كه اگر بما گروند از تاريكيهاى جهالت وضلالت رهائى يابند ، ومراد « 1 » به « أهل بيت » آن حضرت است وحضرت فاطمه وباقي أئمّهء معصومين صلوات اللّه وسلامه عليهم أجمعين چنانكه در كتب أصحاب ما بر وجه كافى شافى بيان شده .
2787
الا لا يستحيينّ من لا يعلم أن يتعلّم فانّ قيمة كلّ امرء ما يعلم .
بدانيد بايد كه شرم نكند كسى كه نمىداند از اين كه تعليم گيرد وبياموزد ،
هامش
( 1 ) از اين عبارت ( ومراد باهل بيت ) تا آخر فقط در نسخهء كتابخانهء مدرسهء سپهسالار است .