2250
اتّضع ترتفع .
فروتنى كن تا بلند مرتبه شوى .
2251
اعط تستطع « 1 » .
بخشش كن تا توانا گردى .
2252
اعتبر تقتنع .
عبرت وپندگير تا قانع وسازگار شوى .
2253
اعدل تملك .
عدل ودادگرى كن تا پادشاه شوى « 2 » .
2254
اعقل تدرك .
عاقل وخردمند شو تا دريابى يعنى خوب وبد أمور را وهر چه را علم باو بايد حاصل كرد .
2255
اسمح تسد .
بخشش كن تا مهتر وبزرگ گردى .
هامش
( 1 ) در نسخهء كتابخانهء مسجد سپه سالار بعد از عبارت مذكوره چنين است :
« ودر بعضي نسخهها « تصطنع » است وبنا بر اين معنى اين است كه بخشش كن تا فراگيرى آن را پيشهء خود يعنى ملكهء تو گردد وراسخ شود در تو ، وممكن است كه بصيغهء مجهول خوانده شود يعنى تا اين كه فرا گرفته شوى يعنى تا اين كه حق تعالى فرا گيرد ترا از براي قرب ومنزلت نزد أو ، يا اكرام واحسان بتو ، يا مردم فرا گيرند ترا از براي محبت ودوستى ، يا از براي اكرام واحسان بتو .
( 2 ) در نسخهء مسجد سپه سالار بعد از عبارت فوق اين اضافه نيز هست : « مراد اين است كه عدل ودادگرى باعث ترقى اين كس شود وگاه باشد كه بسبب آن پادشاه شود ، يا اين كه پادشاه كسى است كه عدل ودادگرى كند وپادشاهى كه عدل ودادگرى نكند در حقيقت پادشاه نيست » .