تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣

2250

اتّضع ترتفع . فروتنى كن تا بلند مرتبه شوى .

2251

اعط تستطع « 1 » . بخشش كن تا توانا گردى .

2252

اعتبر تقتنع . عبرت وپندگير تا قانع وسازگار شوى .

2253

اعدل تملك . عدل ودادگرى كن تا پادشاه شوى « 2 » .

2254

اعقل تدرك . عاقل وخردمند شو تا دريابى يعنى خوب وبد أمور را وهر چه را علم باو بايد حاصل كرد .

2255

اسمح تسد . بخشش كن تا مهتر وبزرگ گردى .
هامش
( 1 ) در نسخهء كتابخانهء مسجد سپه سالار بعد از عبارت مذكوره چنين است : « ودر بعضي نسخه‌ها « تصطنع » است وبنا بر اين معنى اين است كه بخشش كن تا فراگيرى آن را پيشهء خود يعنى ملكهء تو گردد وراسخ شود در تو ، وممكن است كه بصيغهء مجهول خوانده شود يعنى تا اين كه فرا گرفته شوى يعنى تا اين كه حق تعالى فرا گيرد ترا از براي قرب ومنزلت نزد أو ، يا اكرام واحسان بتو ، يا مردم فرا گيرند ترا از براي محبت ودوستى ، يا از براي اكرام واحسان بتو . ( 2 ) در نسخهء مسجد سپه سالار بعد از عبارت فوق اين اضافه نيز هست : « مراد اين است كه عدل ودادگرى باعث ترقى اين كس شود وگاه باشد كه بسبب آن پادشاه شود ، يا اين كه پادشاه كسى است كه عدل ودادگرى كند وپادشاهى كه عدل ودادگرى نكند در حقيقت پادشاه نيست » .