تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠

2232

اصبر تظفر . صبر كن تا فيروزى يأبى .

2233

أعف تنصر . در گذر يعنى از گناه مردم تا يارى كرده شوى .

2234

ارهب تحذر . بترس تا كناره گيرى يعنى بترس از خداى عزّ وجلّ تا كناره گيرى از عصيان أو ، وممكن است كه « تحذر » « 1 » بصيغهء مجهول خوانده شود وبنا بر اين منعني اين است كه : بترس يعنى از خداى عزّ وجلّ تا مردم بترسند از تو .

2235

أحسن تشكر . احسان كن تا شكر كرده شوى يعنى جزاى خير بسبب آن داده شوى .

2236

اعمل تدّخر . عمل كن يعنى اعمال خير تا ذخيرة گذارى .

2237

اعتبر تزدجر . پند گير تا باز ايستى يعنى از بديها وگناهان وحرص در دنيا .

2238

اصحب تختبر . همراه شو تا آزمايش كنى يعنى اگر كسى را خواهى آزمايش كنى وخوبى وبدى أو بر تو ظاهر شود بايد كه مصاحبت كنى با أو وهمراه باشى در كثرت وخلوت تا حال أو بر تو ظاهر گردد .
هامش
( 1 ) كذا در نسخهء كتابخانهء مدرسهء سپهسالار وهو الصحيح ، ودر نسخهء أصل بجاى « تحذر » : « تظفر » نوشته شده است ودر حاشية بخط غير شارح ( ره ) نوشته شده : « ظاهر اين است كه ( تظفر ) سهوا بجاى ( تحذر ) نوشته شده . »