تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧

1538

المودّة في اللّه آكد من وشيج الرّحم . دوستى در راه خدا محكم‌تر است از پيوند خويشى يعنى دوست چنين بيشتر بكار آيد از خويش نسبى ورعايت أو بيشتر بايد كرد .

1539

المعروف كنز فانظر عند من تودعه . احسان گنجى است پس نگاه كن كه نزد كه بامانت مىسپارى آنرا ، يعنى بكسى احسان بكن كه أهل آن باشد تا در قيامت اجر وثوابي از براي تو باشد .

1540

الاصطناع ذخر فارتد عند من تضعه . احسان ذخيرة است كه مىاندوزى آنرا پس طلب كن نزد كسى كه مىگذارى آنرا ، يعنى طلب كن واز براي آن كسى را بياب كه سزاوار آن باشد واين تأكيد فقره سابق است .

1541

المخذول من له إلى الّلئام حاجة . خوار كرده شده كسى است كه أو را بسوى لئيمان يعنى بخيلان يا مردم پست مرتبه فرو مايه حاجتي افتد .

1542

الّلجاجة تورث ما ليس للمرء اليه حاجة . لجاجت يعنى دشمنى كردن با مردم يا ايستادگى كردن بر باطل از پى آورد چيزى را كه نباشد مرد را بسوى أو حاجتي ، يعنى بر گردن مىاندازد كارى چند را كه اگر لجاجت نمىكرد أصلا محتاج به آنها نمىشد وزحمت آنها را نبايست كشيد .

1543

التّجارب لا تنقضى والعاقل منها في زيادة . تجربه‌ها تمام نمىشود وعاقل از آنها در زيادتى است يعنى باعث زيادتى وافزونى مرتبه أو مىشود يا اين كه هر چند تجربه كند داند كه زياد بر آن باشد وبنا بر اين تأكيد سابق باشد .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 397 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)