پاك است أو ، يعنى باعث اين مىشود كه خداى عزّ وجلّ گناهان أو را عفو كند وأو را بر آنها عذاب نكند پس گويا كه سپرى است كه نمىگذارد كه عذاب باو برسد .
1548
الحياء من اللّه يمحو كثيرا من الخطايا .
شرم از خدا محو ميكند بسيارى از خطاها وگناهان را يعنى باعث اين مىشود كه آنها از أو صادر نشود يا اين كه بعد از اين كه صادر شده باشد هرگاه شرم از خدا حاصل شود آنها محو شود باعتبار اين كه شرم از خدا باعث توبه شود وبتوبه آنها محو شود وبنا بر اين تخصيص به « بسيار » با آنكه توبه باعث سقوط هر گناهى باشد شايد باعتبار اين باشد كه هر چه حقوق مردم باشد بمجرّد توبه محو بالكلّيّه نشود بلكه بايد كه ايشان را راضى كرد واگر آن ميسّر نشود آن گناه در نامه اعمال أو باقي باشد ومحو نشود تا در روز قيامت حقّ تعالى صاحب آن را ثوابي دهد كه أو بآن راضى شود وديگر مطالبه از آن گناهكار نكند وظاهر لفظ « محو » مؤيّد معنى آخر است .
1549
الرّضا بقضاء اللّه يهوّن عظيم الرّزايا .
خوشنودى بقضاى خدا آسان ميكند بزرگ مصيبتها را ، زيرا كه كسى كه بقضا وتقدير حقّ تعالى راضى وخوشنود باشد هر مصيبتى كه از جانب أو باشد كه أعظم مصيبتها باشد بر أو گوارا باشد وداند كه خير أو در آن باشد ومراد به « عظيم مصيبتها » مصيبتهاى خدائيست كه عظيمترين مصيبتها باشد وممكن است كه مراد اين باشد كه هر مصيبتى را آسان كند وذكر « عظيم » باعتبار اين باشد كه هرگاه عظيم آنها آسان شود پس باقي ديگر بطريق أولى آسان شود و « آسان شدن مصائبى كه از جانب خدا نباشد » باعتبار اين باشد كه هر چند آنها از جانب ديگران باشد نهايت چون داند كه قضاى خدا يعنى علم أو بآن تعلّق گرفته وقدرت بر منع آن داشته ومنع نكرده پس داند كه البتّه مصلحت أو را در اين دانسته كه اين مصيبت باو برسد تا خداى عزّ وجلّ در قيامت تلافى آن بر وجه أكمل بطريقى كه أو أشدّ رضا بآن داشته باشد بكند وبا وجود علم باين آن مصيبت بر أو آسان گردد .