ووفاى به آن را لازم نداند بخلاف وعده كه البتّه وفاى بآن كند يا أكثر أوقات عفو كند .
1529
اللّئيم إذا قدر أفحش وإذا وعد اخلف .
لئيم يعنى بخيل يا هر پست مرتبه هرگاه قادر باشد وتواند دشنام مىدهد بمردم يا تعدّى ميكند بر ايشان وهرگاه وعده كند خلف كند ووفا نكند بآن .
1530
الكريم إذا أيسر أسعف ، وإذا أعسر خفّف .
كريم هرگاه مالدار باشد حاجت مردم بر آرد وهرگاه پريشان باشد تخفيف دهد يعنى بر آوردن حاجت مردم را بعلّت پريشانى تخفيف دهد وكم كند امّا ترك نكند بلكه بقدر مقدور بجا آورد ، يا مراد اين است كه تخفيف دهد در اخراجات خود وسبك گيرد تا محتاج بطلب از مردم نشود .
1531
النّاس رجلان طالب لا يجد وواجد لا يكتفى .
مردمان دو مردند طلب كننده كه نمىيابد ويابنده كه اكتفا نمىكند ، يعنى كسى نيست از مردم كه طلب دنيا نكند نهايت دو قسماند يكى آنكه طلب كند ونيابد وهميشه در طلب باشد وديگرى آنكه مىيابد واكتفا بآن نمىكند وباز طلب زيادة ميكند ومراد بمردمان أوساط النّاس است پس جمعى از أوليا واتقيا كه اكتفا كنند به آن چه يابند منافى اين قول نيست .
1532
النّاس رجلان جواد لا يجدو واجد لا يسعف .
مردمان دو مردند صاحب جودي كه نمىيابد چيزى كه جود كند ويابنده كه حاجت مردم بر نياورد ، ومراد اين است كه أكثر مردم يكى از اين دو قسماند يكى آنكه صاحب جود است امّا پريشان است وديگرى آنكه توانگر است وبخيل كه بحاجت كسى نپردازد « 1 » وهرگاه مراد أكثر مردم باشد پس صاحب جودي اگر در ميان توانگران يافت شود منشأ اعتراضى نخواهد شد .
هامش
( 1 ) - مطابق مثل معروف است :« كرمداران عالم را درم نيست * درمداران عالم را كرم نيست »