نشود بلكه بنصب خوانده شود موافق فقره اوّل وبنا بر اين معنى اين است كه راستى افزونتر است از روى عدّه ، ومآل هر دو يكى است .
1362
أخ تستفيده خير من أخ تستزيده .
برادرى كه تازه بهم رسانى أو را بهتر است از برادرى كه زياد كنى أو را ، يعنى هرگاه احسان كنى بشخصى وأو را تازه دوست خود كنى بهتر است از اين كه آن احسان را بدوستى كه داشته باشى بكنى زيادة بر احسانى كه باو مىكرده باشى ، چه هر چند دوست بيشتر شود بهتر است از اين كه كم باشد واحسان زياد باو بشود ، وممكن است كه معنى اين باشد كه برادرى كه استفاده كنى أو را يعنى كه استفاده كنى از أو وچيزى از أو فراگيرى بهتر است از برادرى كه طلب زيادتى أو كنى وخواهى كه أو از تو چيزى فراگيرد تا مرتبه أو زياد شود ومراد اين است كه بهتر اين است كه آدمي با كسى رفيق ومصاحب شود كه كسب كمالى از أو بكند وباعث ترقّى أو شود ورفاقت ومصاحبت كسى كه أو كسب كمال از اين كس بكند آن هم خوب است نهايت آن چندان نفعي باين كس ندهد بلكه عمده نفع آن از براي رفيق است .
1363
ادمان الشّبع يورث أنواع الوجع .
مداومت بر سيرى از پى مىآورد أنواع دردها را .
1364
الشّبع يورث الأشر ويفسد الورع .
سيرى از پى مىآورد فرحناكى وفاسد ميكند پرهيزگارى را .
1365
أسباب الدّنيا منقطة وعواريها مرتجعة .
أسباب دنيا بريده شده است وعاريههاى آن برگردنده است ، « أسباب » جمع « سبب » است بمعنى ريسمان يا آنچه بآن برسند بچيز ديگر ووسيله آن شود ومراد اين است كه وسيلههاى أمور دنيوي بزودى بريده شود وعاريههاى آن يعنى متاع دنيا