كه نزد هر كسى چند روزى بعاريت است زود بر گردد بديگرى « 1 » پس حريص بر سعى از براي آنها نبايد بود واهتمام تمام در أمور آخرت بايد داشت كه پاينده ومستدام است .
1366
ايثار الدّعة يقطع أسباب المنفعة .
برگزيدن آسايش ورفاهيت قطع ميكند أسباب منفعت را ، زيرا كه هيچ سببي از أسباب منافع دنيا وآخرت بىتعب وزحمت نباشد پس هر كه اختيار آسايش وراحت كند همه آنها را از خود قطع كند .
1367
الاطراء يحدث الزّهو ويدنى من الغرّة .
مبالغه در مدح كسى پديد مىآورد در أو تكبّر ونزديك مىگرداند أو را بفريب ، وغرض منع از آن است .
1368
القناعة والطاعة توجبان الغنى والعزّة .
قناعت وفرمانبردارى حقّ تعالى واجب مىسازند توانگرى وعزّت نزد خدا وخلق را ، « بودن قناعت سبب توانگرى وعزّت » ظاهر است ، وهمچنين « بودن طاعت سبب عزّت » ، وامّا « بودن آن سبب توانگرى » پس بدليل قول حقّ تعالى : وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ ، هر كه بترسد از خدا بگرداند خدا از براي أو بدر شدى يعنى از آفتها وتنگيها ، وروزى دهد أو را از آنجا كه گمان نداشته باشد .
هامش
( 1 ) موافق اين مضمون است آنچه گفتهاند :« وما المال والأهلون الّا وديعة * ولا بدّ يوما ان تردّ الودائع »ونزديك به آنست آنچه بفارسى گفتهاند :« مال دنيا كه بر سرش غوغاست * چند روزى بعاريت با ماست »