تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
گرفتن نزديكان وخويشان است ومتكفّل شدن مؤنات واخراجات محتاجان ايشان يا متحمّل شدن سلوكهاى پست مردم وبىآدابيهاى ايشان وگذرانيدن آنها وتلافى نكردن ودر بعضي نسخه‌ها « الاذيّة » بدل « الدّنيّة » است وبنا بر اين معنى اين است كه متحمّل شدن اذيّت مردم وموافق است با معنى دويم كه از براي « احتمال دنيّت » مذكور شد .

1354

المواعظ صقال النفوس وجلاء « 1 » القلوب . موعظه‌ها وپندها جلاء نفسها وپرداز دلهاست يعنى آنها را از زنگ كدورات علائق دنيويّه وگرفتگى وتيرگى اكتساب خطاها وگناهان جلا وپرداز دهد وصاف وپاك گرداند .

1355

التّوبة تطهّر القلوب وتغسل الذّنوب . توبه يعنى پشيمانى بر گناه وبازگشت بسوى حق تعالى پاك مىگرداند دلها ومىشويد گناهان را .

1356

الغضب يفسد الألباب ويبعد من « 2 » الصّواب . غضب وخشم فاسد ميكند عقلها را ، ودور ميكند از درست انديشى ، پس بايد از آن بر حذر بود وآتش آنرا بآب حلم فرو نشاند .

1357

الاعجاب ضدّ الصّواب وآفة الألباب . خود بيني ضدّ ومنافى درست انديشى است وآفت عقلهاست ، زيرا كه خود بين هر چه بخاطر أو رسيد آنرا درست وصواب داند وعقل خود را نگذارد كه تأمّل وتفكّر در آن كند وبموعظه وپند ديگرى گوش نكند وظاهر است كه اين معنى ضدّ صواب وآفت عقل است پس راه آن بخود نبايد داد .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) كلمه « جلاء » را بفتح جيم ضبط كرده بوضع حركه صريحا ، وقرائت آن بكسر جيم بهتر است . ( 2 ) در نسخه بمبئي : « عن الصواب » ودر نسخه دمشق بدل « الصواب » بصاد « الثواب » ( بثاء سه نقطه ) آمده .