وأهوال آن حزين وغمگيناند ومردم از شرّهاى ايشان ايمناند ومىدانند كه بكسى از ايشان شرّى وبدى نمىرسد .
1349
المؤمنون خيراتهم مامولة وشرورهم مأمونة .
مؤمنان خيرات ايشان اميد داشته شده است وشرور ايشان مأمون است يعنى مردم اميد خيرات ايشان دارند واز شرور ايشان ايمناند .
1350
الايمان صبر في البلاء وشكر في الرّخاء .
ايمان صبر است در بلا وشكر است در فراخى زندگانى ، يعنى كمال ايمان اين است كه كسى صبر كند بر بلا وشكر كند در فراخى عيش ، يا اين كه ايمان كامل سبب اين مىشود ، يا اين كه مؤمن بايد كه چنين باشد .
1351
الشّكر زينة الرّخاء ، وحصن النّعماء .
شكر زينت وآراستگى توسعه زندگانى است وقلعه است از براي حفظ نعمت وراه نيافتن زوال بآن .
1352
المغبون من باع جنّة عليّة بمعصية دنيّة .
مغبون كسى است كه بفروشد بهشت بلند مرتبه را بگناهى پست مرتبه ، قبل از اين مذكور شد كه « مغبون » كسى را گويند كه فريب خورده باشد وچيزى را بكمتر از قيمت خود فروخته باشد ، يا بزياد از قيمت آن خريده باشد ، ومراد اين است كه غبن عمده اين است كه كسى بفروشد بهشت بلند مرتبه ولذّتها ونعمتهاى پاينده آنرا كه بوصف نيايد بگناهى پست مرتبه يعنى گناهى كه لذّت آن در كمال پستى وزبونى است ويك لحظه يا ده روز بيش نيست .
1353
احتمال الدّنيّة من كرم السّجيّة .
احتمال دنيّت از نيكوئى خو وخصلت است ومراد به « احتمال دنيّت » بر خود