خرد نداشته باشد دين دارى را بر وجهي كه بايد نتواند كرد وكم خرد نمىشود كه چيزى از دين خود را فاسد نكند .
1342
الرّعيّة لا يصلحها الّا العدل .
رعيّت بصلاح نمىآورد أحوال ايشان را مگر عدل ، يعنى عدل پادشاه وحاكم وهمچنين عدل ايشان وظلم نكردن بر يكديگر .
1343
الصّمت آية النّبل وثمرة العقل .
خاموشى علامت نبل است وميوه عقل ، و « نبل » چنانكه مكرّر مذكور شد نجابت است وتندى فطنت ودريافت .
1344
الاحسان إلى المسئ أحسن الفضل .
احسان كردن بسوى گنهكار ودر گذشتن از أو بهترين فضل وافزونى مرتبه است وهرگاه در باره ما چنين باشد در شأن حق تعالى نيز بطريق أولى چنين خواهد بود واين باعث كمال اميدوارى ما گنهكاران گردد .
1345
التّودّد إلى النّاس رأس العقل .
دوستى كردن با مردم سر عقل وخرد است زيرا كه اصلاح بسيارى از أحوال دنيا وآخرت بر آن مترتّب گردد .
1346
الجهاد عماد الدّين ومنهاج السعداء .
جهاد ستون دين است وراه روشن نيك بختان است ، ومراد به « جهاد » جنگ با دشمنان دين است بفرموده پيغمبر يا امام ، ودر حكم اين است جنگ جمعى از مؤمنين با جمعى كه بر سر ايشان آيند از براي قتال يا تاخت وتاراج از براي مدافعه ايشان خواه كافر باشند وخواه مسلمان غير مؤمن يا مؤمن ، وهمچنين جنگ هر مؤمني كه