معاونت ايشان نمايد در دفع آن گروه هر چند ايشان را با أو كارى نباشد ووجه « بودن اين قسم جنگها در حكم جهاد » اين است كه خصوص اين قسم جنگى كه واقع شود هر چند بفرموده پيغمبر يا امام نيست امّا مطلق آن باذن وفرموده ايشان است وهمان كافى است زيرا كه حكم عامّ ايشان نيز در حكم فرمان خاصّ است ، وممكن است كه كلام شامل جهاد با نفس نيز باشد كه جهاد أكبر است چنانچه در أحاديث وارد شده ومراد بآن جهاد آدمي است با نفس خود از براي رام كردن أو وداشتن أو بر طاعات ومنع از معاصي .
1347
المجاهدون تفتح لهم أبواب السّماء .
جهاد كنندگان گشوده مىشود از براي ايشان درهاى آسمان ، يا از براي مشاهده ونظاره ملائكة ايشان را وجنگ ايشان را جهت تعظيم وتكريم ، يا جهت معاونت هر كه مصلحت در معاونت أو باشد بدعا يا غير آن ، يا از براي اين كه ملائكة كه اعمال ايشان را بالا برند داخل شوند ، بر سبيل مجاز اگر مجرّد باشند يا حقيقت اگر جسماني باشند از هر درى كه خواهند يا از همه درها بنا بر اين كه از براي تعظيم اعمال ايشان ملك بسيارى آنها را بالا برد واز هر درى بعضي از ايشان داخل شوند .
يا از براي بالا رفتن دعاهاى ايشان در آن حال ، يا بعد از آن نيز اگر باقي مانند بر سبيل مجاز از هر درى كه خواهند ، يا از همه درها ، يا از براي بالا رفتن ملائكة كه حمله دعاهاى ايشان باشند بر يكى از وجهين بر سبيل مجاز نيز يا حقيقت ، يا از براي مشاهده مجاهدين منازل خود را در بهشت ، يا از براي داخل شدن أرواح ايشان بر سبيل مجاز يا حقيقت باين كه ببدنهاى مثالي تعلّق گيرد واللّه تعالى يعلم .
1348
المتّقون قلوبهم محزونة وشرورهم مأمونة .
متّقيان يعنى پرهيزگاران يا آنان كه ترس از خدا دارند دلهاى ايشان محزون است وشرور ايشان مأمون است يعنى ايشان خود بسبب انديشه أحوال آخرت وعقبات