خالص نباشد صحيح ودرست نباشد ، يا اين كه ناشى از نيّت درست است وتا نيّت درست وصحيح نباشد در عملها خالص نباشد ومآل هر دو يكى است .
1302
المصائب بالسّويّة مقسومة بين البريّة .
مصيبتها بر سبيل سويّت وعدل قسمت شده است ميانه خلائق ، غرض اين است كه كسى گمان نكند كه در قسمت آنها حيف وميلى شده بلكه از روى كمال عدل وسويّت قسمت شده وبهر كه هر مصيبتى رسيده يا باعتبار گناهى مستحقّ آن شده يا مصلحت حال أو در اين بوده كه اجر وثواب آن باو برسد وديگرى قابل آن اجر وثواب نبوده :
1303
العالم الّذى لا يملّ من تعلّم العلم .
عالم آن كسى است كه ملول ودلتنگ نشود از آموختن علم يعنى با وجود علمي كه دارد باز سعى كند در آموختن علوم ديگر كه نداند ومشعوف باشد بآن وملالتى حاصل نشود أو را از آن وممكن است مراد اين باشد كه ملول نشود از تعلّم ديگران علم را از أو وتعليم نمودن ايشان ، يا مراد اين باشد كه عالم كسى شود كه آن قدر شوق داشته باشد كه از تعلّم علم أصلا ملول ومكدّر نشود .
1304
الحليم الّذى لا يشقّ عليه مؤنة الحلم .
حليم وبردبار آن كسى است كه دشوار نباشد بر أو مؤنت حلم وقيام به آن چه در كار باشد از براي بردبارى مثل فرو بردن خشم وفرونشاندن غضب وتأمّل وتفكّر در امرى چند كه سبب آنها شود .
1305
المؤمن غريزته النّصح وسجيّته الكظم .
مؤمن خصلت أو خالص بودن است با مردم وغشّ وبد نكردن با ايشان وخوى أو فرو بردن خشم .