اعتماد نداشته باشد يا كارى چند كند كه مؤمنان باو بدگمان شوند .
1290
أصاب متأنّ أو كاد ، أخطأ مستعجل أو كاد .
درست رفته تأنّى كننده يا نزديك است يعنى هر كه تأنّى كند در كارى وبىتأمّل وتفكّر نكند ، يا درست رود وبمطلب رسد ، يا نزديك باشد بآن وپردور نباشد از آن ، وكسى كه شتاب كند خطا كند ، يا نزديك باشد بآن ، وصوابى كه دور باشد از خطا از أو صادر نشود .
1291
العقل في الغربة قربة .
عقل در غريبى نزديكى است يعنى بمنزله نزديكى است بوطن ، وعاقل هرجا كه باشد حكم آن دارد كه در وطن باشد زيرا كه بسبب عقلي كه دارد چنان سلوكى كند با مردم هرجا كه با أو انس والفت گيرند ودوست شوند ومهربانى كنند بمنزله مردم وطن .
1292
الحمق في الوطن غربة .
كم خردى در وطن غريبى است يعنى بمنزله غريبى است زيرا كه أحمق چنان سلوكى كند كه مردم از أو تنفّر كنند وبا أو الفت نكنند ودر وطن حكم غريب داشته باشد .
1293
السّعيد من أخلص الطّاعة .
نيكبخت كسى است كه خالص گرداند طاعت وفرمانبردارى حقّ تعالى را وآميخته بريا ومانند آن نسازد .
1294
الغنىّ من آثر القناعة .
توانگر كسى است كه برگزيند قناعت را يعنى توانگرى عمده اين است كه