آن ندارد زيرا كه ممكن است كه ثواب حجّ زيادة باشد از تصدّق يك خانه مملوّ از طلا كه از فضل مال وزيادة بر ما يحتاج خود باشد چنانكه متعارف تصدّقات است واين منافاة ندارد با اين كه كسى كه خود وساير محتاجين را در مال خود خواه كثير وخواه قليل برابر داند وخود را بر ايشان ترجيح ندهد اجر وثواب أو زيادة از نماز وحجّ نيز باشد واللّه تعالى يعلم .
1313
المداراة أحمد الخلال .
مدارا كردن با مردم ستودهترين خصلتهاست و « مداراة » اين است كه كسى نرمى كند با مردم ونيكو مصاحبت كند با ايشان وبگذراند خلاف آداب وسلوكهاى ناهموار ايشان را . « 1 »
1314
أخو العز من تحلّى بالطاعة .
برادر عزّت يعنى رفيق ومصاحب آن كسيست كه زينت يافته باشد بطاعت وفرمانبردارى حقّ تعالى .
1315
أخو الغنى من التحف بالقناعة .
برادر توانگرى ورفيق ومصاحب آن كسى است پوشيده باشد قناعت وسازگارى را يعنى قناعت سراپاى أو را گرفته باشد وبسبب آن أحوال أو از مردم پوشيده باشد وپوشيده نيست كه چنين كسى بىنياز باشد از مردم وتوانگر در حقيقت بجز چنين كسى نباشد .
1316
الزّهد في الدّنيا الرّاحة العظمى .
ترك دنيا آسايش بزرگتر است يعنى بزرگترين آسايشهاست زيرا كه آسايش دنيا وآخرت است ومراد ترك زيادة از قدر ضرورت است چنانكه قبل از اين اشاره بآن شد .
هامش
( 1 ) حافظ نيكو گفته است :« آسايش دو گيتى تفسير اين دو حرف است * با دوستان مروت با دشمنان مدارا »