تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣

1299

الغشّ من اخلاق اللّئام . غشّ يعنى صاف نبودن با مردم وظاهر كردن از براي ايشان خلاف آنچه را در باطن باشد از خويهاى مردم لئيم بدكردارست .

1300

الشّكر ترجمان النيّه ولسان الطّوية . شكر ترجمان نيّت وزبان طويّت است « ترجمان » كسى را گويند كه كلام كسى را كه بلغتى گفته باشد بلغتى ديگر تفسير وبيان كند و « طويّت » بمعنى ضمير است يعنى آنچه در خاطر باشد ومراد اين است كه شكر نعمت حقّ تعالى كه واجب شده از براي اين است كه آدمي نيّت خود را وآنچه در ضمير اوست بيان كند وظاهر سازد وأصل در آن نيّت وضمير اوست پس عمده اعتقاد قلبي وتعظيم باطني است وشكري كه بزبان يا جوارح ديگر باشد بايد كه موافق باشد با آن وناشى باشد از آن واگر نه آن شكر نباشد واثرى بر آن مترتّب نشود وپوشيده نيست كه « شكر » چنانكه قبل از اين مذكور شد هر فعلى است كه منبىء باشد از تعظيم صاحب نعمت خواه بزبان باشد وخواه بجوارح ديگر وخواه بدل ، نهايت چون اشهر افراد آن واظهر آنها آن است كه بزبان باشد يا آنچه بجوارح ديگر نيز باشد پس شكر در اين فقره نيز در يكى از آنها استعمال شده چنانكه از تأمّل در شرح آن ظاهر مىشود .

1301

اخلاص العمل من قوّة اليقين وصلاح النّيّة . خالص گردانيدن عمل از قوّت يقين ودرستى نيّت است يعنى خالص گردانيدن طاعات وعبادات از براي حقّ تعالى وامتثال فرمان أو وتحصيل رضاى أو وتقرّب بسوى أو وآميخته نساختن آنها بغرضى ديگر از قوّت يقين است يعنى ناشى از آن شود وكسى را كه يقين بأحوال مبدأ ومعاد قوى باشد طاعات وعبادات خود را خالص گرداند واز درستى نيّت است يعنى معتبر در صحّت ودرستى نيّت است ونيّتى كه در طاعات