است ولئيم باشد ، يا مراد بسيارى منّت باشد در عطاهاى بسيار ومراد اين باشد كه هر چند كسى عطاهاى بسيار كند باز لئيم است اگر در عطاها منّت گذارد وبآن اعتبار منّت أو هم بسيار شود .
1262
العاقل من بذل نداه .
عاقل كسى است كه بذل كند نداى خود را و « ندا » در أصل بمعنى باران وترى است وشايع شده استعمال آن در عطا وبخشش چنانكه تشبيه مىشود دست صاحب جود وكرم بدريا وابر .
1263
الحازم من كفّ اذاه .
دورانديش وعاقبت بين كسى است كه باز دارد اذيّت خود را يعنى اذيّت وآزار كسى نكند .
1264
اخلاص التّوبة يسقط الحوبة .
خالص گردانيدن توبه يعنى پشيمان شدن از گناه وبازگشت بسوى خدا هرگاه خالص باشد واز براي محض رضا وخوشنودى حقّ تعالى باشد ساقط ميكند ومىاندازد گناه را .
1265
احسان النيّة يوجب المثوبة .
نيكو كردن نيّت واجب مىگرداند ثواب وجزاى نيك را يعنى عزم وقصد كارهاى نيكو داشتن سبب ثواب مىشود هر چند آن كارها ميسّر نشود چنانكه در أحاديث ديگر تصريح بآن شده .
1266
الحصر خير من الهذر .
عاجز بودن از حرف زدن بهتر است از هرزه وپوچ گفتن يا از بسيار گفتن .