تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
است وعاقل كه فريب نفس وخواهشهاى آن نخورد چنين كارى نكند وبمجرّد احتمال نفعي وحصول خواهشى خود را در معرض خطر در نياورد وممكن است كه معنى كلام اين باشد كه « مخاطر » يعنى كسى كه گرو بندد داخل شونده است بر غرر يعنى امرى كه ظاهر آن فريب دهد اين كس را وباطن آن مجهول باشد وعاقبت آن معلوم نباشد وغرض منع از گرو بندى وذمّ آن باشد باعتبار اين كه غالب اين است كه عاقبت آن معلوم نيست واحتمال نفع وضرر هر دو دارد وعاقل چنين كارى نكند وبنا بر اين بايد كه تخصيص داده شود بغير گروهائى كه در شرع أقدس تجويز آن شده وآن گرو - بندى است در أسب دوانى وهمچنين استر والاغ وشتردوانى وهمچنين فيل خواه نر وخواه مادة ودر آنچه پيكان يا تيغ داشته باشد چنانكه بطريق شيعه وأهل سنّت هر دو از حضرت رسالت پناهى روايت شده كه فرموده : لا سبق « 1 » الا في نصل أو خفّ أو حافر . نباشد گروبندى مگر در « نصل » يعنى آنچه تيغ يا پيكان داشته باشد يا « حافر » يعنى سر شكافته يا « خفّ » يعنى آنچه ته پاى آن هموار باشد مثل شتر ودر بعضي روايات أهل سنّت از آن حضرت صلّى اللّه عليه وآله استثناى « پر » نيز شده وظاهر اين است كه مراد استثناى گروبندى در مسابقت مرغان باشد مثل كبوتر ومانند آن ومشهور ميانه علماى ما رضوان اللّه تعالى عليهم اين است كه گروبندى در آنها جايز نيست وحديث مذكور را حمل مىنمايند بر خصوص تير وخالى از بعدى نيست زيرا كه تير داخل « نصل » است كه در حديث مذكور استثنا شد پس استثناى آن عليحده بلفظ « پر » در كار نيست بعضي از علما آن حديث را از أحاديث موضوعه شمرده‌اند وحكايتى از براي وضع آن نقل كرده‌اند نهايت شيخ صدوق محمّد بن بابويه طاب ثراه كه از أعاظم محدّثين ماست در كتاب من لا يحضره الفقيه از علاء بن سيابه نقل كرده كه أو گفته : سؤال كردم از امام جعفر صادق صلوات اللّه وسلامه عليه از گواهى كسى كه بازى ميكند بكبوتر ؟ - آن حضرت فرمود : بأسى نيست يعنى قصورى ندارد هرگاه معروف
هامش
( 1 ) علماء « سبق » را در اين حديث بفتح باء وسكون آن قرائت كرده‌اند .