نباشد بفسقى ، گفتم كه : پس بدرستى كه جمعى كه پيش مايند يعنى از علماء أهل سنّت مىگويند كه : آن يعنى كبوتر يا كسى كه بازى ميكند بآن شيطان است ، فرمود :
سبحان اللّه آيا ندانسته كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله فرموده كه : بدرستى كه ملائكة هر آينه مىگريزند نزد گروبندى ولعن ميكنند صاحب آن را بغير حافر وخفّ وپر ونصل پس بدرستى كه حاضر ميشوند آنرا ملائكة واين حديث موافق است با آنچه أهل سنّت نقل كردهاند ومعلوم مىشود كه حكايت وضع آن بر آن نحوى كه بعضي نقل كردهاند اصلى ندارد ومعلوم مىشود نيز كه مراد به « پر » در آن تير نيست بلكه يا كبوتر است يا چيزى كه شامل آن باشد وچون شيخ صدوق در ديباچه كتاب مذكور گفته : « كه آنچه نقل ميكنم از أحاديث در اين كتاب از آنهائى است كه فتوى مىدهم بآن وحكم ميكنم بصحّت آن واعتقاد دارم در آن اين كه آن حجّت است ميانه من وميانه پروردگار من تعالى ذكره » پس ظاهر اين است كه بمضمون حديث مذكور فتوى دهد ومذهب أو باشد نهايت مشهور ميانه علماء ما اين است كه گروبندى در غير نصل وخفّ وحافر جايز نيست وخلافي در آن نقل نكردهاند نه از شيخ صدوق ونه از غير أو بلكه شيخ محقّق شيخ زين الدّين رحمه اللّه در كتاب شرح شرايع دعوى اجماع أصحاب ما بر اين كرده واگر اجماع مذكور ثابت شود بايد كه حديث مذكور طرح شود وقابل تأويل نيست وامّا آنچه در حديث مذكور واقع شده از عدم قصورى در گواهى كسى كه كبوتر بازى كند هرگاه معروف نباشد بفسقى پس ظاهر آن موافق است با مذهب بعضي از أصحاب ما مثل شيخ محقّق شهيد سعيد محمّد بن مكّى قدّس سرّه كه كبوتر بازى را حرام نمىدانند بلكه مكروه مىدانند وبنا بر مذهب بعضي ديگر كه حرام مىدانند مثل فاضل محمّد بن إدريس ممكن است كه حمل شود بر كسى كه بپراند آنرا از براي تربيت جهت نامه بردن وتعليم آن چون متضمّن مصلحتى است وگاه باشد كه در جهاد ومانند آن نيز محتاج بآن شوند وگوئيم كه حرام وقتي است كه از براي محض لهو ولعب باشد نهايت اين معنى خلاف ظاهر
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 334
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٣٣٤