1254
العقل شجرة ثمرها السّخاء والحياء .
عقل درختى است كه ميوه آن سخاوت وحياست ، وعاقل بىآنها نباشد .
1255
الدّين شجرة أصلها التّسليم والرضا .
دين درختى است أصل آن أطاعت وخوشنودى است يعنى أطاعت حقّ تعالى در آنچه فرموده از أوامر ونواهى ، وخوشنودى به آن چه أو كرده وقسمت ونصيب هر كس قرار داده از روزى وغير آن ، و « دين » در أصل بمعنى جزا وسزاست وبعد از آن اسلام وهر شريعت وملّتى را « دين » گويند باعتبار آنچه مقرّر شده در آنها از جزاى خير براي طاعات وسزاى بد بر معاصي .
1256
آلة الرّياسة سعة الصّدر .
آلت وافزار رياست وسركردگى گشادگى وفراخى سينه است يعنى رئيس وسركرده بايد كه وسعت خلقي داشته باشد وزود دلتنگ نشود وبدخوئى نكند كه آن باعث رميدن مردم از أو گردد وسركردگى ورياست أو صورت نبندد .
1257
اوّل العبادة انتظار الفرج بالصّبر .
اوّل عبادت وبندگى حقّ تعالى انتظار گشايش است بصبر كردن يعنى اوّل عبادات بحسب فضيلت وأفضل آنها اين است كه كسى در بلا صبر وشكيبائى كند وانتظار گشايش كشد وممكن است « 1 » مراد خصوص صبر بر غيبت أعلى حضرت صاحب - الزّمان صلوات اللّه وسلامه عليه باشد كه عظيمترين بلاهاست از براي مؤمنين وانتظار كشيدن گشايش بظهور آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه .
1258
البخل بالموجود سوء الظّنّ بالمعبود .
بخل كردن بيافت شده بد گمانى است بعبادت كرده شده يعنى كسى كه بخل كند به آن چه دارد اين در حقيقت بد گمانى است بحقّ تعالى زيرا كه منشأ بخل أو بغير اين معنى نمىتواند بود كه اگر اين را صرف كنم مبادا محتاج بمانم وچاره آن نتوانم
هامش
( 1 ) اين معنى نزديكتر بصواب وبهتر از أول است واخبار انتظار فرج آنرا تأييد ميكند .