تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
كرد ، وكسى كه بد گمان بحقّ تعالى نباشد بيقين ميداند كه كسى هرگاه نعمت أو را صرف كند در آنچه امر كرده بآن يا ترغيب كرده بآن وأفضل گردانيده أو كريمتر است از اين كه أو را محتاج بگذارد وكفايت أو نكند .

1259

الزّهد ان لا تطلب المفقود حتّى يعدم الموجود . زهد وترك دنيا اين است كه طلب نكنى آنچه را نداشته باشى تا وقتي كه ناياب شود آنچه كه دارى ومىيابى يعنى زهد وترك دنيا اين نيست كه كسى در أصل طلب دنيا نكند بلكه اين است كه هرگاه بقدر احتياج داشته باشد اكتفا كند بآن وديگر طلب نكند تا وقتي كه آن صرف شود ومحتاج شود بچيزى كه نداشته باشد آنرا آن وقت طلب آن كند .

1260

الكريم من بذل احسانه . كريم كسى است كه بذل كند احسان خود را يعنى بي اين كه منّت گذارد بقرينه فقره بعد وممكن است استنباط اين معنى از لفظ « بذل » كه بمعنى جود است يا از لفظ « احسان » زيرا كه بخشش با منّت نه جود باشد ونه احسان .

1261

الّلئيم من كثر امتنانه . لئيم وبخيل كسى است كه بسيار باشد منّت گذاشتن أو يعنى مخصوص نيست باين كه عطا نكند واين كه منّت بسيار بگذارد آن هم لئيم است وپوشيده نيست كه از اين عبارت مفهوم مىشود كه منّت اگر زياد نباشد چنين نباشد وممكن است كه اين باعتبار اين باشد كه هر چند مطلق منّت بد باشد خواه زياد خواه كم ، نهايت بخشنده را با منّتى كه زياد نباشد وباعث خجلت وانفعال آن شخصي كه احسان باو مىشود نگردد لئيم نگويند ، يا اشاره باين باشد كه منّت هر قدر كه باشد گرانست ودر حقيقت بسيار باشد پس هر كه منّت گذارد منّت أو بسيار