دروغ بر لب آنها ايستاده وهمين كه دروغ بگويد در آنها افتد ، يا بعد از گفتن دروغ بر لب آنها ايستاده كه اگر بزودى تدارك آن نكند بتوبه يا كارى كه جبران در آنها افتد .
1248
الصّبر اعون شيء على الدّهر .
صبر يارى كنندهتر چيزى است بر روزگار يعنى از براي ضرر رسانيدن بروزگار وغلبه كردن بر آن ، چون روزگار هميشه در پى اين است كه ضرر بمردم رساند ومصائب ونوائب بر ايشان وارد سازد كه ايشان بسبب آنها قلق واضطراب كنند پس هرگاه كسى در مصيبتى صبر كند وقلق واضطراب نكند خلاف مقصود روزگار بعمل آيد پس گويا آن كس غالب شده بر روزگار وضرر باو رسانده وأيضا چون صبر بر مصيبت باعث دفع مصائب ديگر شود چنانكه در أحاديث ديگر وارد شده واين بر خلاف خواهش روزگار است پس از آن راه نيز روزگار از صبر مكدّر وغمگين گردد وآن يارى كننده باشد بر أو وپوشيده نيست كه أمثال اين سخنان بر سبيل حقيقت نيست بلكه از تمثيلات ومجازاتى است كه ميانه مردم شايع شده زيرا كه ظاهر است كه روزگار كه در لغت عرب آنرا زمان ودهر گويند بر تقديرى كه امرى باشد موجود واز أمور اعتباريّه نباشد فهم وشعوري ندارد كه با كسى خصومت ودشمنى كند وأيضا ساير أموري كه بآن نسبت داده مىشود هيچ يك از آنها كار وفعل زمان نباشد بلكه هر يك از آنها را سبب وفاعلى باشد معلوم ، نهايت چون در روزگار غالب اين است كه مصائب ونوائب بسبب أسباب آنها پى در پى بر مردم نازل شود شايع شده تشبيه آن بشخصى كه با مردم خصومت ودشمنى كند ودر پى ايذاء واذيّت ايشان باشد واز لوازم اين معنى اين است كه كسى كه دفع مكروهى ومصيبتى از خود كند بر أو غلبه كرده باشد وضررى باو رسانده باشد ومراد مجرّد همين است كه صبر باعث اين شود كه اين كس از ضرر جزع واضطراب فارغ ودفع بعضي مصائب ديگر كند ، يا اين كه چون أكثر أهل روزگار در پى شماتت بر مردماند وصبر باعث اين شود كه ايشان