1243
الطّاعة تطفئ غضب الرّبّ .
طاعت وفرمان بردارى حق تعالى فرو مىنشاند خشم پروردگار را يعنى هر چند كسى كارى چند كرده باشد كه باعث غضب وخشم حق تعالى شده باشد چون بطاعت وفرمان بردارى گرايد خشم حق تعالى فرو نشيند ورحم كند أو را .
1244
الايمان برئ من النّفاق .
ايمان بيزار است از نفاق ، يعنى مؤمن نفاق نمىدارد نه با حق تعالى واين ظاهر است ونه با خلق هرگاه ايمان أو كامل باشد .
1245
المؤمن منزّه عن الزّيغ والشّقاق .
مؤمن پاكيزه است از ميل از حق ودشمنى يعنى مؤمن كامل در هيچ امرى ميل از حق نكند وبا مردم خصومت ودشمنى نكند .
1246
الصّادق على شرف « 1 » منجاة وكرامة .
راستگو بر بلندى رستگارى وگرامى بودن است .
1247
الكاذب على شفا مهواة ومهانة .
دروغگو بر كنار چاه عميق وخوارى است واين بمنزله تفسير چاه عميق است زيرا كه مراد بآن نيز پستى ومذلّت است كه تشبيه شده بچاهى عميق كه كسى در آنجا افتد وممكن است كه مراد بآن مرتبه پست گوى « 2 » از دركات جهنّم باشد يا چاهى از چاههاى آن ، وبنا بر اين تفسير نباشد ومراد اين است كه دروغگو پيش از گفتن
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) « شرف » را بفتح شين وراء ضبط كرده وبمعنى بلندى گرفته چنانكه در لغت نيز باين معنى آمده است زيرا لغويان ضمن ذكر معاني آن گفتهاند : « والمكان العالي » .
( 2 ) در برهان قاطع در حرف گاف فارسي گفته : « گو بفتح أول وسكون ثاني زمين پست ومغاك را كوبند » .