1236
الأحمق لا يحسن بالهوان
كم خرد نيكو نمىشود بخوار شدن يعنى هر چند خوار شود بسزاى بدى كه كند ترك آن نكند وخوب نشود .
1237
الجزاء على الاحسان بالإسائة كفران .
پاداش دادن در عوض احسان ببدى كفران است ، « كفران » بمعنى كفر مقابل ايمان آمده وبمعنى پوشيدن نعمت كسى وانكار آن نيز آمده ، وظاهر اين است كه در اينجا بمعنى اوّل باشد ومراد اين باشد كه در عوض احسان كسى بدى كردن باو بمنزله كفر بخداى عزّ وجلّ است وحكم آن دارد ، وحمل بر معنى دويم نيز اگر چه صحيح است چه ظاهر است كه در عوض احسان كسى بدى كردن باو كفران نعمت اوست ، نهايت اين معنى معنى ظاهري است ورتبه آن ندارد كه كلام حضرت أمير المؤمنين صلوات اللّه وسلامه عليه بر بيان آن محمول شود .
1238
العالم من عرف قدره .
دانا كسى است كه بشناسد قدر خود را يعنى قدر ومرتبه خود را داند وكارى نكند كه از آن مرتبه افتد وخفيف وذليل گردد ودر سلوك با مردم وتوقّع سلوك از ايشان بلكه در هر باب از أبواب معاش پا از اندازه خود بيرون نگذارد .
1239
الجاهل من جهل أمره .
نادان كسى است كه نداند امر خود را يعنى كار خود را وطريق سلوك خود را از براي انتظام معاش ومعاد .
1240
العاقل يعتمد على عمله ، الجاهل يعتمد على امله .
عاقل تكيه ميكند بر عمل خود وجاهل تكيه ميكند بر اميد خود يعنى عاقل آنچه را