تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
خواهد كه بشود از أمور دنيا وآخرت كارى چند كند كه مثمر ومنتج آن باشد واز آن راه توقّع واميد آن داشته باشد نه باين معنى كه عمل خود را مستقلّ در آن داند بلكه كمال توكّل واعتماد أو بر لطف حق تعالى است وعمل خود را منشأ حصول في الجملة اهليّت واستحقاقى از براي آن ميداند بخلاف جاهل كه تمام تكيه أو بر محض اميد است چنانكه در دنيا اميدى چند داشته باشد ومنتظر آنها باشد بىباعثى ومنشأى از براي حصول آنها بحسب مجارى عادات ، وهمچنين اميد رستگارى آخرت وفوز بمراتب عاليه آن داشته باشد بىآنكه أطاعت حق تعالى نمايد وكارى كند كه سبب خوشنودى أو گردد ، وممكن است كه مراد به « عمل » خصوص طاعات وعبادات باشد ومراد به « اميد » اميدهاى دنيوي ، ومراد اين باشد كه : عاقل اعتماد وميل وايستادگى أو بر طاعات وعبادات اوست واهتمام أو در آنهاست واعتماد وميل جاهل بر اميدهاى دنيوي وسعى در تحصيل آنها .

1241

العالم ينظر بقلبه وخاطره ، الجاهل ينظر بعينه وناظره . عالم نگاه ميكند بدل خود وخاطر خود وجاهل نگاه ميكند بچشم خود ومردمك خود ، يعنى عالم نگاه ميكند در چيزها بدل وضمير خود وتفكّر وتدبّر ميكند در آنها از براي استنباط حقايق ومعارف از آنها وعبرت گرفتن از آنچه سبب عبرت تواند شد ، وجاهل نگاه أو همين نگاه بچشم ومردمك است وتأمّل وتفكّرى واستنباط معرفتي يا عبرتي از براي أو نيست .

1242

الشّكّ يطفئ نور القلب . شكّ فرو مىنشاند افروختگى نور دل را ، ظاهر اين است كه مراد شكّ در عقائد دينيّه باشد واين كه در آنها تحصيل يقين بايد ، وممكن است كه مراد مطلق شكّ باشد واين كه آن امريست كه دل را تاريك مىگرداند پس هر چند شكّ كمتر باشد ويقين زياد شود دل روشن‌تر گردد ، پس در هر باب تحصيل يقين أولى باشد .