1208
المستبدّ متهوّر في الخطأ والغلط .
متفرّد برأي خود تهوّر كننده است در خطا وغلط ، و « تهوّر » افتادن در چيزيست بىباكانه .
1209
اطّراح « 1 » الكلف اشرف قنية .
انداختن كلفتها ومشقّتها كه در تحصيل دنيا وحرص بر آن بايد كشيد برترين مال كسب كرده شده است يا اندوخته شده .
1210
الوله بالدّنيا أعظم فتنة .
شيفته شدن بدنيا عظميترين فتنه است زيرا كه فتنه است كه فتنهها در دنيا وآخرت در دنبال دارد .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) كلمه « اطراح » را بسكون طاء ضبط كرده ومصدر باب افعال دانسته است ، وگمان ميكنم سهو القلم بوده است زيرا اطراح بتخفيف طاء گويا بكار نرفته بخلاف اطراح از باب افتعال كه كثير الاستعمال ومعروف است يقال : « اطرحهاى رماه وقذفه أو أبعده » .