سخن أو از أصل كلام أو ظاهر مىگردد ، وممكن است كه مراد به « برئ » كسى باشد كه خود را برى وفارغ كرده باشد از حرص بر دنيا وطمع در آن ، وبه « مريب » كسى كه در اضطراب وقلق باشد از براي سعى در دنيا وتحصيل آن ، وظاهر است كه آن بمنزله تندرست است واين بمثابه بيمار .
1215
الحقّ أحقّ أن يتّبع .
يعنى راستى سزاوارتر است باين كه پيروى كرده شود يعنى در هر باب كسى پيرو راستى باشد وآنچه راست باشد بگويد هر چند خوف ضرر از آن داشته باشد سزاوارتر است از خلاف آن هر چند گمان نفع از آن داشته باشد ، وممكن است كه مراد به « حقّ » امر ثابت پاينده باشد وغرض اين باشد كه پيروى آخرت كه ثابت وپاينده است وسعى از براي آن سزاوارتر است از پيروى دنياي فانى وسعى از براي آن .
1216
الوعظ النّافع ما ردع .
موعظه سودمند آن است كه باز دارد يعنى باز دارد واعظ را از آنچه منع ميكند از آن چنانكه در حديث وارد شده كه : كسى كه عمل نكند به آن چه مىگويد مىلغزد موعظه أو از دلها چنانكه مىلغزد باران از سنگ صاف نرم ، وممكن است كه مراد اين باشد كه باز دارد شنونده را ، وغرض اشاره باشد بموعظه كسى كه خود عمل كند بآن ، چه موعظه كه باز دارد شنونده را همين موعظه اوست ، يا غرض اين باشد كسى كه معلوم باشد كه موعظه أو را باز نمىدارد موعظه كردن أو لغو است ومشغول آن نبايد شد ، يا اين كه كسى كه عمل بموعظه نكند بشنيدن موعظه نرود كه از براي أو نفعي ندارد بلكه ضرر دارد .
1217
المستشير على طرف النّجاح .
مشورت كننده بر جانب رستگارى است يعنى كسى كه در كارها مشورت كند