1211
النّدم على الخطيئة استغفار .
پشيمانى بر گناه استغفار است يعنى همين كه كسى پشيمان شد از گناه همان توبه واستغفار است وصيغه ولفظي در آن در كار نيست و « استغفار » بمعنى طلب آمرزش است ومراد در اينجا طلب آمرزشى است كه سبب آمرزش شود .
1212
المعاودة إلى الذّنب اصرار .
عود كردن بسوى گناه وبار ديگر مرتكب آن شدن اصرار وايستادگى بر گناه است كه از گناهان كبيره است هر چند آن گناه صغيره باشد ومراد عود بگناه ديگر است هر چند از جنس گناه سابق نباشد چنانكه مذهب جمعى از علماء است يا بگناهى كه از جنس گناه سابق باشد پس اگر از جنس ديگر باشد اصرار بآن بعمل نيايد چنانكه مذهب بعضي ديگر از علماء است .
1213
الرّأى كثير والحزم قليل .
رأى بسيار است وحزم ودور انديشى كم است ، پس در مسائل وغير آنها از مصلحتها ومشورتها اعتماد بر رأى هر كس نتوان كرد تا ظاهر نشود حزم ودور انديشى أو ، ومراد به « دور انديشى » اين است كه در هر چه فكر كند همه أطراف آنرا از روى كمال ضبط ملاحظه كند وبعد از آن رائى أو را حاصل شود كه اعتمادي بر آن داشته باشد نه مثل أكثر مردم كه باندك مرجّحى كه بخاطر ايشان رسيد از براي يك طرف رأى ايشان بر ترجيح آن قرار گيرد بىآنكه تأمّل در ساير جهات آن كنند .
1214
البرىء صحيح والمريب عليل .
برى يعنى پاك دامن وبىتقصير صحيح است يعنى تندرست است وأو را آرام واطمينانى باشد يا اين كه صحّت وصدق سخن أو از جوهر كلام أو مستفاد ومستنبط مىشود و « مريب » يعنى صاحب تقصير وگناه كه مردم را بخود بدگمان كرده باشد عليل است ، يعنى بمنزله بيمار در خوف وقلق واضطراب است ، يا اين كه سقم وفساد