وآنچه صلاح دانند بكند مشرف بر رستگارى است وغالب اين است كه أو رستگار شود وزيان وخسرانى نكند بخلاف كسى كه مستقلّ برأي خود باشد وكارها را بىمشورت كند .
1218
المستدرك على شفا صلاح .
تدارك كننده بر كنار صلاح است يعنى كسى كه تدارك لغزشها وخطاهاى خود كند ودر پى تلافى وباز يافت آنها باشد مشرف است بر اين كه برسد به آن چه صلاح حال وخير مآل أو باشد .
1219
الّلسان سبع ان أطلقته عقر .
زبان درّندهايست كه اگر رها كنى آنرا زخم زند يعنى بر مردم يا بر تو نيز باعتبار سزاى آنچه از آن سر زند .
1220
الغضب شرّ ان اطعته دمّر .
خشم بدى است كه اگر فرمان آن برى هلاك كند يعنى ترا در آخرت يا در دنيا نيز ، يا كسى را كه خشم بر اوست يعنى فرو ننشيند تا أو را هلاك نكند .
1221
البغى اعجل شيء عقوبة .
بغى يعنى ستم يا سربلندى كردن يا دروغ شتابندهتر چيزى است از روى عقوبت وسزاى ببدى ودر بعضي نسخهها « اجلّ » بدل « اعجل » واقع شده وبنا بر اين معنى اين است كه بزرگتر چيزى است از روى عقوبت .
1222
البرّ اعجل شيء مثوبة .
احسان بمردم شتابندهتر چيزى است از روى پاداش بنيكوئى يعنى ثواب وعوض آن زودتر از همه كار خيرى باين كس برسد وبسيار باشد كه در دنيا نيز عوض آن باو برسد .