دانش در كار باشد داشته باشد نهايت تحصيل دانشى نكرده باشد وبآن اعتبار عقل أو قوّتى نيافته باشد وبحسن وقبح أشياء چندان مطّلع نباشد وكارى چند كند كه ابلهان كنند وحماقتى كه از ميوههاى ناداني است اين قسم است واستعمال « حماقت » در خصوص اين شايعتر است وقسم اوّل ميوه ناداني نيست بلكه منشأ آن است وچون اختياري نيست سبب لوم وسرزنش نباشد بلكه آنچه در حديث وارد شده كه « أكثر أهل بهشت ابلهاناند » ممكن است كه ابلهان بآن معنى باشد وباعتبار كم عقلي چندان تكليف بر ايشان نباشد وبمحض تفضّل ببهشت روند نهايت بعضي از محقّقين علما گفتهاند كه : مراد در حديث إبله بآن معنى نيست بلكه جمعىاند كه مطبوعاند بر خيرات وغافلند از شرور كه گويا ابلهند ونمىفهمند آنها را وبعضي گفتهاند كه :
آنها جماعتىاند كه سينههاى پاك وحسن ظنّ بمردم دارند وبآن اعتبار حذاقتى در أمور دنيا وتصرّف در آنها ندارند پس مهمل گذاشتهاند آنها را ورو آوردهاند بأمور آخرت ومشغول ساختهاند نفوس خود را بآن چنانكه مردم گمان كنند كه ابلهاند وعقلي ندارند وآنچه در بعضي أحاديث وارد شده كه « خواهد آمد زماني كه نجات نمىيابد در آن از صاحبان دين مگر كسى كه گمان كنند كه أو إبله است وصبر فرمايد نفس خود را بر اين كه گفته شود كه أو إبله است نيست عقلي از براي أو » مؤيّد تأويل حديث مذكور تواند شد .
1198
الجزع اتعب من الصّبر .
جزع وناشكيبائى تعبدارتر از صبر است .
1199
الخير أسهل من فعل الشّرّ .
نيكى كردن آسانتر از كردن بدى است زيرا كه در كردن خيرات بيم وترسى نباشد از اطّلاع كسى بر آن بخلاف بديها كه بايد از أكثر مردم پنهان داشت ودر تشويش بود كه مبادا بر آن مطّلع شوند واگر بدى ايذاء واذيّتى باشد نسبت