تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢

1188

المروّة من كلّ خناء عريّة بريّة . مروّت يعنى مردى يا آدميّت از هر فحش ودشنامى برهنه وبيزار است .

1189

العاقل من وعظته التّجارب . عاقل كسى است كه پند گفته باشد أو را تجربه‌ها وآزمايشها يعنى تجربه‌ها كه كرده باشد در أو اثر كرده باشد وپند گرفته باشد از آنها ، يا تجربه‌ها كرده باشد وپند گرفته باشد از آنها .

1190

الجاهل من خدعته المطالب . نادان كسى است كه فريب داده باشد أو را مطلبها يعنى از براي مطالب دنيويّه كارى كرده باشد كه باعث زيان وخسران آخرت باشد .

1191

السّلطان الجائر يخيف البرىّ . پادشاه ستم كننده در خوف دارد بىگناه را يعنى بىگناهان نيز از أو در ترس وبيم باشند وكسى از أو أيمن نباشد زيرا كه هر چند كسى بىگناه باشد احتمال اين دهد كه ستمى بكند . وممكن است كه مراد اين باشد كه غالب اين است كه بىگناهان از أو در خوف باشند وگنهكاران از أو خايف نباشند زيرا كه ايشان أكثر از أعوان وأنصار أو گردند واز ظلم أو أيمن گردند ، يا اگر ستمى بر ايشان بشود ايشان نيز بر ديگران ستم كنند وتدارك آن ستم نمايند .

1192

الأمير السّوء يصطنع البذىّ . أمير وفرمانفرماى بد احسان كند « 1 » بفحش گو يعنى بجمعى كه فحش گويند بمردم وايشان را نسبت دهند بأمور قبيحة تا اين كه بهانه باشد از براي جريمه كردن ايشان .
هامش
( 1 ) « اصطناع بمعنى نيكو پروريدن وزير جناح تربيت خاص گرفتن است نه احسان فقط .