1183
اعجاب المرء بنفسه حمق .
بعجب آمدن مرد از خود وخود بيني نمودن حماقت وكم خردى است .
1184
الافراط في المزح خرق .
افراط كردن در مزاح وخوش طبعى خرق است يعنى ناداني يا حماقت وكم - عقلي زيرا كه باعث سبكى وعدم وقع اين كس در نظرها گردد .
1185
الحلم نور جوهره العقل .
حلم وبردبارى نور وروشنى است كه گوهر آن عقل وخرد است يعنى ذاتي كه آن نور دهد ومنشأ آن باشد عقل وخرد است يا معدنى كه آن نور از آن بيرون آيد عقل وخرد است ودر بعضي از نسخهها « الحكمة » بدل « الحلم » است « 1 » ومعنى اين است كه علم راست ودرست نوري است تا آخر ، واين ظاهرتر است چه تشبيه « علم » به « نور » انسب است از تشبيه حلم بآن ودر بعضي نسخهها بدل « جوهره » « جوهرته » است « 2 » و « تاء » در آن از براي تأنيث است باعتبار تأنيث موصوف آن مثل ذات يا مادّه .
1186
السّخاء عنوان المروّة والنّبل .
جود وبخشش عنوان يعنى سر سخن يا علامت مروّت ونبل است و « مروّت » بمعنى مردى وآدميّت است و « نبل » بمعنى نجابت يا تندى فطنت چنانكه مكرّر مذكور شد .
1187
الصّواب من فروع الرويّة .
صواب يعنى درست رفتن وخطا نكردن از شاخهاى رويّت است يعنى تفكّر وتأمّل بر آن مترتّب مىشود .
هامش
( 1 ) هر سه نسخه مطبوعه غرر ودرر مطابق اين نسخه است ( رجوع شود بچاپ صيدا ، ص 15 ، س 6 : وچاپ دمشق ، ص 37 ، س 9 ، وچاپ بمبئي ص 29 ، س 12 ) .
( 2 ) هر سه نسخه مطبوعه غرر ودرر نيز مطابق اين نسخه است .