1193
الجمال الظّاهر حسن الصّورة ، الجمال الباطن حسن السّريرة .
جمال ظاهر نيكوئى صورتست ، وجمال باطن نيكوئى سريرت است ، يعنى آنچه نهان است از خوها وخصلتها وعزمها وقصدها .
1194
العاقل من أمات شهوته .
عاقل كسى است كه ميرانده باشد خواهش خود را ، وخواهش امرى كه سبب زيان وخسران أو باشد نكند .
1195
القوىّ من قمع لذّته .
قوى وتوانا كسى است كه قمع كرده باشد يعنى كوبيده باشد يا مقهور ومغلوب كرده باشد ، يا خوار وذليل كرده باشد لذّت خود را ، يعنى نفس أو تابع لذّات نباشد بلكه آنها مقهور ومغلوب أو باشند وهر چه را از آنها سبب زيان وخسران باشد بخود راه ندهد .
1196
النّفاق من اثافى الذّلّ .
نفاق يعنى موافق نبودن باطن با ظاهر از اثا في خوارى است ، « اثافى » « 1 » سنگهائى را گويند كه ديك را بر روى آنها بار كنند ومراد اين است كه نفاق خواه با حق تعالى باشد وخواه با خلق از پايهها وأركان خوارى است وذلّت وخوارى بر آن بار باشد يعنى ذلّت وخوارى در آخرت ودر دنيا نيز در أغلب أوقات .
1197
الحمق من ثمار الجهل .
حماقت از ميوههاى ناداني است ، كسى كه دانا شود زيرك گردد وحماقت نكند پوشيده نيست كه حماقت بمعنى كم عقلي است وآن دو قسم است :
يكى آنكه بحسب خلقت باشد كه كسى إبله مخلوق باشد وقابل علم ودانش نباشد .
ديگرى آنكه بحسب خلقت نباشد بلكه قدرى از شعور كه از براي تحصيل
هامش
( 1 ) در منتهى الإرب گفته : « اثفيه بالضم وبالكسر ديگپايه ، اثافىّ بالتشديد والتخفيف جمع » .