تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
ومراد اين است كه سخت‌ترين ملامت عاقل اين است كه أو را بعنوان تعريض ملامت كنند وبالاتر از تعريض از براي أو در كار نيست چنانكه مشهور است « العاقل يكفيه الإشارة عاقل كافى است أو را اشاره » وممكن است كه مراد اين باشد كه بر عاقل تعريض سخت‌تر آيد از تصريح ودر أو بيشتر اثر كند چنانكه هر عاقلى كه رجوع كند بحال خود گواهى دهد باين .

1162

الجاهل كزلّة العالم صوابه . نادان صواب أو يعنى رأى وانديشه درست أو مثل لغزيدن داناست يعنى نهايت مرتبه أو اين است كه اگر در مطلبي بلغزد ورائى را اختيار كند كه بهترين رأيها باشد نسبت بدريافت أو رأيي باشد كه اگر عالم بلغزد وخطا كند آن رأى را اختيار كند پس در مشورتها بايد كه تابع رأى عالم شد . وممكن است كه غرض اشاره نيز باين باشد كه در أمور دينيّه كه اعتقاد به آنها از روى دليل بايد اعتقاد أو كه درست وموافق حقّ باشد مقبول شود وخطائى كه كرده كه آن را بدليل ندانسته باعث ردّ وفساد آن نشود چنانكه عالم خطائى كه در اجتهاد كند از أو موضوع باشد وبر آن مؤاخذه نشود وهمچنين در اعمال نيز هر عملي كه از أو درست واقع شود مقبول باشد هر چند چنانكه بايد در آن تقليد مجتهدي نكرده باشد واللّه تعالى يعلم .

1163

التّوحيد ان لا تتوهّم . توحيد يعنى اعتقاد بيگانگى حقّ تعالى داشتن اين است كه توهّم نكنى يعنى احتمال شريكي از براي أو ندهى هر چند احتمال مرجوحى باشد كه آن را وهم گويند ، وممكن است مراد اين باشد كه از جمله توحيد حقّ تعالى اين است كه أو را توهّم نكنى يعنى دانى كه كنه حقيقت ذات مقدّس أو در عقل وفهم تو درنيايد وآنچه را تو تصوّر كنى غير ذات مقدّس