كه از ظاهر حال أو كمال جود استنباط شود يا كمال بخل ، ووقتي كه تموّلى بهم رساند بر خلاف آن باشد ، وهمچنين كسى را كه فسقى ميسّر نباشد عفّت أو در آن باب يا خلاف آن معلوم نتواند شد وبر اين قياس ساير صفات ، وغرض اين است كه اعتماد در هر باب بر كسى توان كرد كه حال أو با وجود قدرت ظاهر شود وبا وجود عدم قدرت هر چند در ظاهر خوب نمايد اعتماد بر أو نتوان كرد .
1154
الغنى والفقر يكشفان جواهر الرّجال وأوصافها .
توانگرى ودرويشى آشكارا ميكند گوهرهاى مردان وأوصاف آنها را يعنى خوبى وبدى ذوات وصفات ايشان را ، مراد به « گوهرها » ذوات ونفوس ايشان است وبه « آشكارا نمودن آنها » آشكارا نمودن خوبى وبدى آنهاست باعتبار آنچه ظاهر گردانند از أوصاف جميله « 1 » يا ذميمه آنها و « آشكارا نمودن توانگرى ودرويشى آنها را » باعتبار اين است كه بعضي أوصاف در توانگرى ظاهر شود مثل سخاوت وبخل ورغبت ببعضى فسوق ، وعفّت از آن ، وبعضي در پريشانى مثل صبر بر تنگى معاش وشكوه نكردن از آن واجتناب از مال حرام ومشتبه با وجود احتياج بآن وخلاف آنها .
1155
المال يبدي جواهر الرجال وخلائقها .
مال ظاهر مىسازد گوهرهاى مردان را وطبيعتهاى آنها را يعنى خو وخصلت هر گوهرى را واين بعينه مضمون يك جز وفقره سابق است وظاهر اين است كه اين دو فقره در كلام حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه با هم نبوده بلكه هر يك را در موضعي كه مناسب آن بوده فرمودهاند ومؤلّف هر دو را با هم آورده .
1156
النّفاق مبنىّ على المين .
نفاق يعنى موافق نبودن باطن با ظاهر بنا گذاشته شده بر دروغ يعنى بناى آن
هامش
( 1 ) در نسخه كتابخانه مسجد سپه سالار « حميده » .