تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
بر دروغگوئى است وتا كسى دروغگو نباشد نفاق نكند يا اين كه حكم دروغگوئى دارد وبمنزله آن است گويا دروغى است فعلى .

1157

البغى سائق إلى الحين . بغى يعنى ظلم يا دروغ يا سربلندى نمودن يا عدول از حقّ ميراند صاحب خود را بسوى « حين » يعنى هلاكت يا محنت .

1158

الفقد الممرض فقد الأحباب . نيافتن بيمار كننده نيافتن دوستان است ودر بعضي نسخه‌ها « المرمض » بدل « الممرض » : واقع شده وبنا بر اين معنى اين است كه نيافتن بدرد آورنده يا سوزاننده نيافتن دوستان است وبر هر تقدير غرض اين است كه فقد بد ، فقد دوستان وبر طرف شدن ايشان است كه اين كس را رنجور وبيمار كند يا دل اين كس را بدرد آورد يا بسوزاند وفقدهاى ديگر مثل فقد مال وجاه ومانند آنها چندان ضررى ندارد .

1159

الثّواب عند اللّه سبحانه وتعالى على قدر المصاب . ثواب نزد خداى سبحانه وتعالى بر اندازه مصيبت است ، هر چند مصيبت عظيم‌تر باشد ثواب آن بيشتر باشد ، و « ثواب » عوض نيكى را گويند كه بكسى بازاى عمل خيرى يا مصيبتى از روى تعظيم داده شود .

1160

السّكوت على الأحمق أفضل جوابه . خاموشى بر كم خرد ومتعرّض جواب أو نشدن بهترين جواب اوست چنانكه مشهور است « جواب ابلهان خاموشى آمد » .

1161

التّعريض للعاقل اشدّ عتابه . تعريض از براي عاقل سخت‌ترين ملامت اوست « تعريض » خلاف تصريح است