سائر آنچه از آنها استنباط توان نمود از أحوال مبدأ ومعاد ، وظاهرست كه چنين تفكّر خوب عبادتي است زيرا كه وسيله معرفت شود كه بهترين عبادات است وباعث اداى شكر نعمت نيز گردد چه شكر فعلى است كه منبىء از تعظيم صاحب نعمت باشد خواه بزبان باشد وخواه بدل وخواه بأركان ، وظاهرست كه تفكّر مذكور باعث اعتقاد عظمت وبزرگوارى حقّ تعالى گردد پس شكر جناني بعمل آيد هر چند دو قسم ديگر آن از آن تخلّف تواند نمود .
1148
الايثار أفضل عبادة واجلّ « 1 » سيادة .
ايثار يعنى جود وبخشش يا بخشش چيزى در حالي كه خود محتاج بآن باشد فزونتر عبادتي است وعظيمتر بزرگئى است .
1149
الواحد من الأعداء كثير .
يكى از دشمنان بسيار است چه يك دشمن هر چند حقير باشد گاه باشد كه اين كس را مستأصل سازد پس بايد كه آدمي چنان سلوك كند كه كسى را دشمن خود نكند .
1150
الملك المنتقل الزّائل حقير يسير .
پادشاهى ناپايدار كه منتقل شود از اين كس وزائل گردد حقير است يعنى كوچك ويسير است يعنى خوار يا كم واندك ، زيرا كه هر چه زائل شود بعد از آنكه زائل شد بمنزله اين است كه هرگز نبوده بلكه حزن واندوه بر فقد آن دائمي باشد پس چنين نعمتي را يقين در نظر أهل بصيرت وقعى نباشد وحقير ويسير باشد ، پس بايد كه كمال سعى آدمي در تحصيل نعمتي باشد كه دائمي باشد وراه زوال وانتقال بآن نباشد وآن نعمتهاى اخروى است .
هامش
( 1 ) در نسخه بمبئي بجاى « أجلّ » : « أحسن » آورده .