خود را پنهان ندارد وبوضع درويشان ومحتاجان سلوك نكند بلكه بقدر استطاعت خود بذل وجود كند ومردم را بر سفره وخوان خود خواند ودور نيست كه اظهار آن بزبان نيز خوب واز جمله آن باشد وآية كريمه
وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
نيز احتمال هر دو حديث دارد يعنى حديث فعلى يا قولي « 1 » .
1141
اظهار التّباؤس يجلب الفقر .
اظهار فقر وپريشانى مىكشد فقر را يعنى هرگاه كسى پريشان وفقير نباشد وخود را چنين نمايد يا بزبان يا بوضع وسلوك ، اين معنى باعث اين شود كه در واقع فقير وپريشان شود زيرا كه اين معنى در حقيقت كفران نعمت است وكفران نعمت سبب زوال آن گردد .
1142
المعين على الطّاعة خير الأصحاب .
يارى كننده بر طاعت وفرمانبردارى حق تعالى بهترين مصاحبان است .
1143
الفرص تمّر مرّ السّحاب .
فرصتها مىگذرد مانند گذشتن ابر يعنى بشتاب وزودى ، پس بايد كه غنيمت دانست آنها را وتعجيل كرد در كردن خيرات در آنها .
1144
الغيبة قوت كلاب النّار .
غيبت يعنى ياد كردن كسى ببدى غايبانه أو چنانكه مكرّر مذكور شد خورش سگان جهنّم است ، ممكن است كه مراد به ( سگان جهنّم ) غيبت كنندهها باشند كه در جهنّم بصورت سگ شوند ، يا اطلاق « سگ » بر ايشان از براي مبالغه در بدى ومذمّت
هامش
( 1 ) نزديك باين بيانات را سيد محمد جمال الدين قاسمى دمشقي در ذيل اين فقره گفته ( چاپ دمشق : ص 35 : س 19 ) باين عبارت : « اظهار الغنى انّما يكون باظهار آثاره من الاحسان والورع ونحوهما لا بالدعاوى التي سماها العوامّ تحدّثا بالنعمة » .