شيطان خود از اين راه بلعن ابدى وشقاوت سرمدي گرفتار شد . « 1 »
1133
الحسد مقنصة إبليس الكبرى .
حسد آلت صيد بزرگتر شيطان است يعنى بزرگترين آلتهاى صيد اوست كه مردم را به آنها صيد كند وممكن است كه عظيمترى وبزرگترى كبر وحسد هر دو از يك راه باشد ونسبت بما سواي آنها باشد تا بزرگترى هر يك از ديگرى لازم نيايد ، يا از يكى باعتبار توسعه ومقدار باشد واز ديگرى باعتبار استحكام ودشوارى خلاصي از آن ، پس هر يك بزرگتر از ديگرى نيز باشند از راهى ودر بعضي نسخهها « منقصه » « 2 » بتقديم نون بر قاف واقع شده بنا بر اين معنى اين است كه صفت نقص بزرگتر شيطان است ونسخه اوّل ظاهرتر است .
1134
الّوعد مرض والبرء انجازه .
وعده كردن بيمارئى است وصحّت از آن بجا آوردن آن است يعنى بمنزله بيمارى است باعتبار اين كه آدمي هميشه بايد كه در فكر وفاى بآن باشد وخوف آن داشته باشد كه مبادا بجا نتواند آورد ، يا بمنزله بيمارى است از براي كسى كه وعده شده از براي أو باعتبار اين كه هميشه در ألم انتظار آن باشد وتا صاحب وعده آن را بجا نياورد أو از آن ألم بر نيايد ، وبر هر تقدير غرض اين است كه تا ممكن باشد بايد كه احسان در حال كرده شود وبوعده نيفتد وبر تقديرى كه افتد وفاى بآن زود بشود .
1135
الاحسان ذخر والكريم من حازه .
« 3 » احسان كردن ذخيرة است وكريم وگرامى كسى است كه جمع كند آنرا يعنى بعمل آورد واين ذخيرة را از براي خود بگذارد .
هامش
( 1 ) نيكو گفتهاند :« تكبّر عزازيل را خوار كرد * بزندان لعنت گرفتار كرد »( 2 ) نسخه چاپ دمشق مطابق اين نسخه است .
( 3 ) در چاپ دمشق چنين نقل شده ( ص 35 ، س 10 ) : « الاحسان جسر والكريم من جازه » .