1128
التّقوى حرز لمن عمل بها .
تقوى يعنى پرهيزگارى يا ترس از خداى عزّ وجلّ حرزى است يعنى تعويذى است يا قلعه وحصارى است از براي كسى كه عمل كند بآن يعنى بجا آورد آن را يا عمل كند بمقتضاى آن .
1129
الشّره جامع لمساوى العيوب .
غلبه حرص جمع كننده وفرآهم آوردنده بدهاى عيبهاست .
1130
الانصاف يألف « 1 » القلوب .
انصاف وعدل مىپيوندد والفت مىدهد دلها را وميل مىفرمايد بصاحب خود .
1131
الحرص موقع في كثير العيوب .
حرص مىاندازد آدمي را در بسيارى از عيبها ودر بعضي نسخهها « كبير » بباء يك نقطه در زير واقع شده وبجاى « عيوب » لفظ « ذنوب » آمده « 2 » وبنا بر اين معنى اين است كه : مىاندازد در بزرگ گناهان يعنى گناهان كبيره ، وقبل از اين تحقيق گناه كبيره وصغيره شد .
1132
الكبر مصيدة « 3 » إبليس العظمى .
تكبّر دام صيد بزرگ شيطان است يعنى بزرگترين دامهاى اوست كه به آنها مردم را صيد كند وبزرگترين آن يا باعتبار اين است كه جمعى كثير را در اين دام انداخته كه بهيچ دامى آن قدر مردم را نگرفته ، ويا باعتبار اين است كه از همه دامهاى أو محكمتر است وكسى كه باين دام افتاد بسيار دشوار بيرون تواند آمد چنانكه
هامش
( 1 ) كذا صريحا بخطّ شارح بضبط حركات كلمه ودر نسخ مطبوعه سه گانه « يتألّف » است وگمان ميكنم أصل « يؤلّف » بوده است از باب تفعيل .
( 2 ) نسخ مطبوعه غرر ودرر هر سه مطابق اين قرائت است .
( 3 ) شارح ( ره ) « مصيده » را بفتح ميم وكسر صاد ضبط كرده ودر كتب لغت گفتهاند بكسر ميم وسكون صاد وفتح يا وبفتح ميم وسكون صاد وفتح ياء نيز مىتوان خواند .