1119
الكذب يرديك وان امنته .
دروغ هلاك ميكند ترا يا مىاندازد ترا واگر چه أيمن باشى از آن ، واز آنچه در شرح فقره سابق تفصيل داده شد ظاهر مىشود كه اين دو فقره بايد كه بر غالب واكثرى محمول شود .
1120
التّزهّد يؤدّى إلى الزّهد .
خود را بر ترك دنيا داشتن مىكشاند بترك آن ، يعنى ترك محرّمات دنيا هر چند از روى اخلاص نباشد خوبست بتدريج مىكشاند اين كس را بترك آنها از روى اخلاص .
1121
الاعتبار يقود إلى الرشد .
عبرت گرفتن مىكشاند بسوى رشد يعنى راه صواب درست .
1122
السّعادة ما أفضت إلى الفوز .
نيك بختى آن چيزى است كه مىرساند بسوى فيروزى يعنى صفات واعمالي است كه مىرساند آدمي را بفيروزى بثواب وقرب ومنزلت درگاه حقّ تعالى نه آنچه مشهور شده از بخت واقبال بحسب دنيا ودر بعضي نسخهها لفظ « ما » نيست وبنا بر اين معنى اين است كه نيكبختى رسانده است آدمي را بسوى فيروزى يعنى هر كه نيك بخت باشد باين كه أطاعت وانقياد فرمان حقّ تعالى در هر امر نمايد البتّه فيروزى يافته در هر باب به آن چه خير وصلاح أو در آن باشد ، وچيزى كه از براي أو در حقيقت بد باشد باو نرسد .
1123
القناعة تؤدّى إلى العز .
قناعت مىكشاند بسوى عزّت وعزيز مىگرداند صاحب خود را .
1124
العالم حىّ وان كان ميّتا .
عالم زنده است واگر چه مرده باشد ، يا باعتبار اين كه غايت قصواى زندگى علم