خواهد آن را غصب كند پس انكار آن واجب است واقرار بآن حرام ، نهايت اگر توريه تواند كرد أحوط آن است كه توريه كند واگر نه دروغ محض هم مجوّز است ودر اين صورتها خلافي ميانه مسلمانان در جواز دروغ نيست وظاهر أحاديث مذكوره وغير آن اين است كه دروغ از براي اصلاح ميانه مؤمنين هم قصورى ندارد ومحتاج بتوريه هم نيست پس قول بجواز آن خالى از قوّتى نيست .
ودر بعضي أحاديث تجويز سه دروغ شده چنانكه روايت شده از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللّه وسلامه عليه كه مىفرموده كه : هر دروغى پرسيده مىشود از آن صاحب آن روزى مگر دروغى كه در سه چيز باشد مردى كه مكر كند در جنگ پس آن ساقط است از أو ، يا مردى كه اصلاح كند ميانه دو كس ، ملاقاة ميكند اين را بغير آنچه ملاقاة ميكند بآن آن را واراده ميكند باين اصلاح ميانه ايشان ، يا مردى كه وعده كند أهل خود را چيزى وحال آنكه أو قصد ندارد كه وفا كند بآن از براي ايشان .
وپوشيده نيست كه أكثر عبارات روايات مذكوره دلالت ميكند بر اين كه آنچه بقصد اصلاح گفته شود دروغ نيست وروايت آخر وبعضي عبارات روايات قبل از آن دلالت ميكند بر اين كه دروغى است جائز ، ووجه جمع ميانه آنها اين است كه آنچه دلالت ميكند بر اين كه آن دروغ نيست حمل شود بر اين كه دروغ حرام نيست موافق دو حديث ديگر ، يا بر اين كه بحسب شرع داخل دروغ نيست واطلاق دروغ بر آن در دو حديث ديگر بنا بر معنى لغوى آن باشد پس منافاتى نيست واللّه تعالى يعلم .
1117
الموت يأتي على كلّ حىّ .
مرگ مىآيد بر هر زنده پس هر كس بايد كه تهيّه آن بگيرد واز آن غافل نشود وكسى بمرگ ديگرى شادى نكند چه أو را هم همين راه در پيش است .
1118
الصّدق ينجيك وان خفته .
راستى رهائى مىدهد ترا واگر چه بترسى از آن .