كه اين كار را تو كرده ؟ - جواب گويد كه : بلكه پسر خواهر خاله من كرده است كه همان خودش باشد وغرض استهزاء باشد ، وممكن است كه مراد به « كبيرهم » حقّ تعالى باشد ومعنى اين باشد كه بلكه كرده است آن را بزرگ آلهة كه حقّ تعالى باشد ونسبت آن بحقّ تعالى باعتبار آن باشد كه بوحي وفرمان أو شده وبنا بر اين توجيه لفظ « بل » ظاهر است .
چهارم - اين كه « بل فعله » متعلّق به « ان كانوا ينطقون » باشد و « فاسئلوهم » جمله باشد معترضه كه در ميان در آمده باشد ومعنى اين باشد كه بلكه كرده است آن را بزرگ آنها اگر حرف مىزنند پس بپرسيد از ايشان پس نسبت فعل بكبير در واقع داده نشده كه دروغ باشد بلكه بر تقدير حرف زدن ايشان وهرگاه شرط نباشد مشروط هم نباشد ومعلوم مىشود كه غرض مجرّد توبيخ وتقريع ايشان است در عبادت كردن چيزى چند كه قادر نباشند بر حرف زدن وخبر از أحوال خود دادن .
پنجم - آنكه - اضراب از كلام ايشان ونفى آن بر سبيل تعريض واقع شده ومراد اين است كه ظاهر است كه من كردهام وديگرى نكرده چنانكه خوش - نويسى كه قطعه خوبى نوشته باشد واعتقاد اين داشته باشد كه ديگرى مثل آن نمىتواند نوشت از أو بپرسيم كه اين قطعه خطّ شماست ؟ - گاه است كه مىگويد كه : خير خطّ شماست ، يا خطّ فلان است ، از مردمى كه در شأن ايشان نباشد كه چنان قطعه بنويسند ومراد أو اين است كه : ظاهر است كه خطّ من است وديگرى چنين قطعه نمىتواند نوشت واللّه تعالى يعلم .
وروايت شده نيز از حسن صيقل كه گفته : گفتم بحضرت امام جعفر صادق ( ع ) كه بدرستى كه روايت رسيده بما از حضرت امام محمّد باقر ( ع ) در قول حضرت يوسف ( ع )
فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ جَعَلَ
، كه فرموده آن حضرت كه : واللّه كه ايشان ندزديده بودند وأو دروغ نگفته بود ، ودر قول حضرت إبراهيم ( ع )
« قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا »
كه آن حضرت فرموده كه : واللّه كه ايشان نكرده بودند وأو