دروغ نگفته بود ؟ - پس حضرت صادق ( ع ) فرمود كه : چيست نزد شما اى صقيل در اينها ؟ يعنى شما در باب اينها چه اعتقاد داريد ؟ - گفتم : نزد ما نيست در اينها مگر تسليم آنچه بفرمائيد پس فرمود آن حضرت كه : بدرستى كه خدا دوست داشته دو چيز را ودشمن داشته دو چيز را ، دوست داشته خطر را ميانه دو صف يعنى در جهاد ، و « خطر » آنست كه كسى از روى تكبّر وعجب راه رود ودوست داشته دروغ را در اصلاح ، ودشمن داشته خطر را در راهها ودشمن داشته دروغ را در غير اصلاح ، بدرستى كه حضرت إبراهيم ( ع ) نگفته بود
« بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا »
مگر از براي اراده اصلاح ودلالت بر اين كه آنها نمىكنند ، وهمچنين يوسف ( ع ) گفته بود آن را از براي اراده اصلاح ومضمون اين حديث شريف نيز نزديك بمضمون حديث اوّل است وبعد از آنچه در شرح آن نوشته شده محتاج بتوضيح نيست .
وپوشيده نيست كه از اين أحاديث ظاهر مىشود كه اصلاح كه كذب از براي آن تجويز شده مخصوص اصلاح ذات بين ورفع دشمنى وكلفت ميانه دو كس يا چند كس نيست بلكه شامل بعضي مصلحتهاى شرعيّه نيز هست چنانكه در كلام حضرت إبراهيم وحضرت يوسف صلوات اللّه وسلامه عليهما بوده امّا تحديد وتعيين آن كه از براي چه نحو مصلحتى تجويز شده ، از آنها معلوم نمىشود ، وأولى وأحوط اجتناب از آن است مگر در جائى كه جواز آن معلوم باشد مثل اين كه بىگناهى از دست ظالمي گريزد ودر جائى پنهان شود وظالم از عقب أو آيد باراده قتل أو يا اذيّت ديگر ونشان أو را پرسد پس نشان دادن أو حرام است وانكار ديدن أو هرگاه مضطرّ شود بآن واجب است ، نهايت اگر توريه تواند كرد كه كلام أو محمل راستى داشته باشد أحوط آن است كه توريه بكند مثل اين كه بعد از آمدن أو از جاى خود برخيزد وجاى ديگر بنشيند ووقتي كه ظالم آيد ونشان أو را پرسد بگويد كه : تا من اينجا نشستهام چنين كسى نيامد ، واگر توريه أو را ممكن نباشد دروغ در چنين صورتي قصور ندارد بلكه مثاب ومأجور خواهد بود در آن وهمچنين اگر أمانتي از كسى نزد ما باشد وغاصبى