تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
كرده است آنرا آنكه كرده است ، وبعد از آن فرموده‌اند كه : بزرگ آنها اين است پس بپرسيد از آنها اگر حرف مىزنند وموافق اين است آنچه نقل كرده‌اند از كساني كه وقف مىكرده بر « فعله » ويا باين نحو كه « كبيرهم » فاعل « فعله » باشد و « هذا » ابتداى كلامي باشد ومراد بكبير آنها بت بزرگ نباشد بلكه آن حضرت خود مراد باشد باعتبار اين كه آدمي از هر بتي بزرگتر است ومعنى كلام چنين شود كه بلكه كرده است اين را بزرگ آنها كه من باشم وموافق اين احتمال است آنچه نقل كرده‌اند از بعضي قرّاء كه وقف مىكرده بر « كبيرهم » ومعنى « هذا » تا آخر اين باشد كه اين معنى بپرسيد آن را از ايشان اگر حرف مىزنند ، يا « هذا » جمله عليحده باشد وتقديرى خواهد يعنى « هذا هكذا اين چنين است » يا « خذ هذا فراگير اين را » يا « اعلم هذا بدان اين را » يا « هذا » جمله تمامى باشد وتقديرى نخواهد باين نحو كه « ها » حرف تنبيه باشد و « ذا » اسم اشاره باشد يعنى متنبّه وآگاه شو اين را ، وبر هر تقدير « فاسئلوهم » جمله عليحده باشد كه بعد از آن فرموده باشد كه : بپرسيد از ايشان اگر حرف مىزنند ، وممكن است نيز كه « هذا » تتمّه سابق باشد واشاره بذات مقدّس خود فرموده باشند يعنى بلكه كرده است آنرا بزرگ آنها اين يعنى من ، وپوشيده نيست كه بنا بر اين احتمالات كه مراد به « كبيرهم » آن حضرت خود باشد لفظ « بل » كه از براي اضراب از سابق است ومعنى آن اين است كه چنان نيست بلكه چنين است محتاج بتوجيهى است زيرا كه سؤال ايشان اين بود كه : آيا تو كرده ؟ وهرگاه مراد آن حضرت اين باشد كه من كرده‌ام اضراب از آن نشده بلكه تصديق آن فرموده‌اند پس لفظ « بل » هر چند بنا بر معنى ظاهر صحيح است بنا بر معنى مراد درست نمىشود وظاهر اين است كه در توريه بايد همه ألفاظ بنا بر معنى مراد نيز در موقع خود باشد ، وممكن است توجيه آن باين كه « بل » اضراب از أصل كردن خود نباشد بلكه از تردّد واستفهام ايشان باشد يعنى بلكه جاى پرسيدن ومحلّ تردّد نيست من كرده‌ام ، يا اين كه بر سبيل تمسخر واستهزاء باشد چنانكه كسى بكسى گويد
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 287 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)