تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
وجود آن باز بر سر مجادله رفتند وگفتند كه : هر آينه تو بتحقيق مىدانى كه اينها حرف نمىزنند پس چگونه امر ميكنى بپرسيدن از آنها ؟ - آن حضرت فرمود : آيا پس شما عبادت مىكنيد چيزى را كه نفعي بشما نمىرساند وضررى نمىكند افّ از براي شما واز براي آنچه عبادت مىكنيد بغير خدا . ! آيا نمىيابيد شما قبح كار خود را ؟ ! وبا وجود همه اين مراتب وظهور فساد طريقه ايشان باز ايستادگى كردند بر كفر خود وگفتند كه : بسوزانيد اين را ويارى كنيد آلهة خود را تا اين كه حقّ تعالى آتش را بر أو سرد وسلامتى گردانيد ومناط استشهاد در اين حديث شريف قول آن حضرت است كه فرمود « بلكه كرده است آنرا بزرگ آنها » زيرا كه آن چنين نبوده . نهايت چون مصلحت شرعي در اين قول بوده وبآن حجّت بر ايشان تمام مىشد اگر مباهته وعناد نمىكردند بنا بر اين آن حضرت آن را فرمود . وعلما در توجيه اين نيز وجوه ديگر گفته‌اند : يكى - اين كه اين بر سبيل الزام است واجراى كلام بنا بر اعتقاد ايشان ومراد اين نيست كه در واقع أو كرده تا دروغ باشد بلكه مراد اين است كه بنا بر آنچه شما اعتقاد داريد كه اينها آلهه‌اند شايد كه بزرگ آنها كرده باشد اين را پس بپرسيد از ايشان وبنا بر اين شائبه كذبى در آن نيست . دويم - اين كه آن بت بزرگ را ايشان تعظيم وتوقير زياد مىكردند واين سبب زيادى خشم آن حضرت بر آنها شد وباعث اين شد كه آنها را شكست پس آن بزرگ سبب شكستن آنها بوده وبآن اعتبار اسناد شكستن بآن شده واسناد فعل بسبب امرى است شايع ومتعارف . سيم - اين كه اين بر سبيل توريه بوده وكلام را محمل صحيحي بغير ظاهر آن باشد كه قصد آن شده باين نحو كه « كبيرهم » فاعل « فعله » نباشد بلكه فاعل آن محذوف باشد « وكبيرهم هذا » ابتداى كلامي باشد ومعنى اين باشد كه بلكه